هلیاهلیا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

هلیا، شکوفه هلو

یه روز خاطره انگیز در برج میلاد

1392/1/24 15:37
نویسنده : مهربان
3,031 بازدید
اشتراک گذاری

و اما خاطرات یک روز خاطره انگیز با عکس ها..

روز 14 فروردین به همراه خاله ف و همسرش رفتیم جشنواره نوروزی در برج میلاد اولش فکر می کردیم یک ساعتی طول بکشه و خیلی خوش نگذره اما عالیییی بود و از ساعت 3 ظهر تا 10 شب اونجا بودیم..

اولش که رفتیم تو طبقه اول یک گروه رقص محلی آذری مراسم داشتن که خیلی زیبا و عالی بود همون گروهی بودن که توی قهوه تلخ رقصیدن..

بعدش رفتیم طبقات بالاتر که از هر شهری غرفه بود و کمی خوردنی محلی خریدیم..

یه قسمتی هم بود که مسابقه بود و برای هر کسی آهنگ می ذاشتن و ادای خواننده رو در می آورد خیلی جالب و شاد بود کلی خوندیم و خوش گذروندیم..

بعدش هم رفتیم که بریم بالا در ارتفاع 280 متری سطح زمین..

عکی از درون آسانسور در حال بالا رفتن گرفته شده

بالای برج هم کلی کار هنری بود که کلی خرید کردیم و بسی کیف کردیم از دیدن هنرمندان و آثار هنری شون..

تهران از ارتفاع 280 متری زمین!

هلیا در بالای برج

و اینم عکس یادگاری ما از یه روز خاطره انگیر!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

نیلو
24 فروردین 92 18:29
ای جاااااااااان .. چقدر با نمک تر شده با این لباس سنتی بازم یاد اونروز افتادم و کلی انرژی گرفتم .. همه روزاتون خوش و سه نفره باشه
آرزو
24 فروردین 92 19:51
وای خدای من دلم میخواست دستای کوچولوی نازگل رو بوس بوسی کنم ماشالله خدا برات حفظش کنه خیلی تولباس سنتی نازشده چه ژستی هم گرفته بووووووووووس
daisy
24 فروردین 92 20:18
ماشالا هزار ماشالا با لباس محلی خیلی ناز شده
هما
25 فروردین 92 20:32
با سلام.من براتون یه ایمیل در مورد فتوشاپ گذاشتم..و با سایتتون هم آشنا شدم.ممنون مطالب مفیدی دارین.اگه افتخار بدین تبادل لینک کنیم.
الهام (مامان فرگل)
7 اردیبهشت 92 7:22
مهربان بانو جان عزیزم من از سایت www.partypail.com خرید کردم ببوس هلیا قند عسل رو
الی جون
8 اردیبهشت 92 0:58
وای عزیز خاله چقد نازه خب معلومه دیگه به مامان مهربونش رفته
مامان لاله
9 اردیبهشت 92 13:56
چقدر تو خانوم و نازی آخه کوچولو؟خیلی خوبه که با یه بچه به این کوچکی یتونی چندین ساعت بیرون از خونه باشیها . قدر دخترتو بدون. پیش ما هم بیاکه خیلی کم بهمون سرمیزنی