فرني ياحريره بادوم : ( پايان 4ماهگي)
آرد برنج (كه بهتره خودتون درست كنين) 1 قاشق غذاخوري - شير خشك 1پيمانه يا شير مادر 2قاشق - آب 1 فنجون
آب و آرد برنج رو ميزارين روي شعله كه كم تا جوش بياد و بعد مرتب هم ميزنين تا بپزه و قوام بياد. حدوداً 10 دقيقه اي آماده ميشه. اگه خواستين با شير خشك يا شير مادر درست كنين بعد از پختن (دقت كنين بعد از پختن) با مواد مخلوطش كنين و بدين ني ني گلتون بخوره.
براي درست كردن حريره بادوم هم به مواد بالا 1 قاشق مربا خوري پودر بادوم كه بهتره خودتون آسيابش كنين (معادل 4عدد بادوم خام) رو اضافه كنين و بزارين همه باهم بپزه
نكته 1:نيازي به اضافه كردن شكر نيست.
نكته2: تا 1سالگي نمك و شكر و به غذاي ني ني اضافه نكنين مگر در مقادير خيلي كم
نكته 3: به جاي بادام از پسته نيز ميتوان استفاده كرد كه بسيار خوشمزس البته بعد از يك سال
توضيح : توي فرني ميشه از يك تكه موز يا يك عدد خرما استفاده شه يا يه زرده تخم مرغ براي تغيير زائقه ني ني
فرني سنجد و سبوس گندم
شير مادر ياشيرگاو 6 قاشق - سنجد: 3عدد - آرد برنج:1 قاشق چايخوري - آرد سبوس گندم:2قاشق چايخوري - بادام: 5عدد
ابتدا مغز بادامها را با ريختن آب جوش پوست بگيريد و رنده كنيد. . سنجدها را هم پوست كنده و گوشت آنها را رنده كنيد. شير را روي حرارت ملايم بجوشانيد و آرام آرام آرد سبوس گندم و آرد برنج را اضافه كنيد. بعد نوبت مغز بادام و سنجد است. آنقدر هم بزنيد تا قوام بيايد و غليظ شود. اجازه بدهيد خنك شود تا كوچولو بتواند به راحتي ميل كند. نكته : سنجد داراي مواد مغذي فراوان مخصوصا براي رشد مغز كودك است و جايگزين فوق العاده اي براي شكر و ساير شيرين كننده هاي طبيعي است. ولي افراط در استفاده از آن باعث كاهش حركت دودي روده ها و يبوست مي شود، پس ميانه روي را از ياد نبريد!
فرني تخم مرغي: (8ماهگي)
آرد برنج خونگي 1 قاشق غذاخوري - شيرخشك 1 پيمانه - آب 1 فنجان - زرده تخم مرغ 1 عد - شكر (درصورت تمايل) كمي
كره نصف قاشق چايخوري
آرد برنج را با آب و شيرخشك و شكر (درصورت تمايل) مخلوط كرده و روز حرارت ميزاريم تا بجوشه . بعد حرارت را كم مي كنيم و زرده تخم مرغ را (كه قبلا از سفيده جدا كرده ايم ) ميريزيم توش و مرتب هم ميزنيم تا كاملاً بپزه. در اواخر پخت هم كره را اضافه ميكنيم .
نكته1: بعد از ريختن تخم مرغ بايد مرتب غذا را هم بزنيم تا تخم مرغ با مواد مخلوط شده و بپزد
نكته2: بايد دقت شود كه تخم مرغ كاملاً پخته شود
نكته3: حدود 15 دقيقه براي پخت اين غذا زمان نياز داريد
نكته4: به دليل داشتن تخم مرغ بهتر است مقدار آماده شده در همان وعده مصرف شود و از نگهداري و مصرف مجدد جلوگيري شود
سوپ مرغ و سبزيجات 1: (پايان 4ماهگي)
فيله ران مرغ يه تيكه به اندازه كف دست - سيب زميني كوچك 1 عدد - هويج متوسط 1 عدد
همه مواد رو بريزين تو قابلمه و يه ليوان آب بريزن و بزراين خوب بپزه. برا يهفته اول فقط آبشو رو بدين به ني ني و از هفته دوم موادرو بعد از پختن با گوشت كوب برقي يا هر وسيله ي ديگه اي له كنين و بدين ني ني گلتون بخوره.
نكته ا: ران مرغ از بقيه قسمتهاي اون پروتئين بيشتري داره
نكته 2: زمان پخت سبزيجاتي مانند هويج رو عليرغم سريه پختن آنها زياد كنين تا مواد مضري كه از طريق خاك جذب اونها شده ازبين بره.
نكته 3: براي تغيير ذائقه ميشه آب ليموي تاز رو به اندازه ي چند قطره در زمان خوردن به سوپ اضافه كرد
سوپ سبزيجات 2:(پايان 4ماهگي)
گل ماهيچه گوسفندي 1 تكه - كدوحلوايي 3 -4 تكه كوچك - سيب زميني متوسط 1 عدد - گشنيز چند عدد
همه مواد رو با 1 ليوان آب بزاري بپزه و بعدش با چند قطره آبليموي تازه بدين ني ني بخوره.
نكته 1: كدو حلوايي از اون چيزائيه كه واقعا براي بچه ها عاليه. هم بخاطر زود هضم بودنش و هم بخاطر خاصيت مليني كه داره. معمولا ني ني ها با شروع غذاي كمكي يه كمي شكمشون خوب كار نميكنه و ممكنه يبوست اذيتشون بكنه كه كدوحلوايي اين مشكل رو حل ميكنه.
نكته 2: سيب زميني را به قطعات ريز خرد نكين كه اين كار باعث ازبين رفتن ويتامين ث اون ميشه
نكته3: گشنيز يا ساير سبزيجات رو لازم نيست خرد كنين كه باعث ازبين رفتن ويتامينشون بشه. چون بعد از پخته همه ي مواد رو له ميكنين
سوپ سبزيجات 3:(پايان 4ماهگي)
فيله ران مرغ 1 تكه - كدو حلوايي 3 -4 تكه - لوبيا سبز 1 عدد - سيب زميني 1 عدد كوچك
همه مواد رو با 1 ليوان آب بريزين تو قابلمه تا بپزه و با ابليموي تازه بدين ني ني
نكته1: لوبيا سبز بعلت بافت سختي كه داره بايد بيشتر بپزه.
نكته2: بين اضافه كردن هر ماده جديد به غذاي نيني 1 هفته فاصله بندازين تا معلوم بشه كه به مواد قبلي حساسيت ناشته
نكته3: ميتونيد كدو حلوايي رو بعد از شستن و پوست كندن به قطعات كوچك برش بدين و بزارين توي فريزر براي بعد
سوپ سبزيجات4: (5ماهگي)
ماهيچه 1 عدد - كرفس 5-6 تكه - سيب زميني 1 عدد كوچك - هويج 1 عدد متوسط
همه مواد رو با 1 ليوان آب بزارين حدود 2 ساعت بپزه.
نكته1: كرفس رو مثل اندازه هايي كه ميخواين براي خورش كرفس آماده كنين توي فريزر داشته باشين
نكته2: براي مزه دار كردن ميتونين بعد از پختن ، ابليموي تازه يا ماست شيرين كم چرب اضافه كنين
نكته 3: مواد افزودني مثل آبليمو يا ماست رو حتما بعد از پختن و درموقع مصرف اضافه كنين
سوپ سبزيجات 5 ( 6 ماهگي)
برنج 1 قاشق چايخوري - هويج 1 عدد كوچك - عدس خيس خرده شده 1 قاشق چايخوري - مرغ يا ماهيچه يا قلم كمي
مواد را در قابلمه ميپذيم و بعد ميكس مي كنيم.و به ني ني مي دهيم.
در ابتدا غلظت غذا بايد به گونه اي باشد كه وقتي غذا بماند سفت نشود.
در مورد سيب زميني نبايد از مخلوط كن برقي استفاده كرد چون نشاسته آن تجزيه مي شود. ترجيحأ از نوع دستي استفاده كنيد.
سوپ كرفس پاييزي: (8ماهگي)
ران مرغ 1 تكه - تره فرنگي خردشده 1 قاشق غذاخوري - كرفس خردشده 1 قاشق غذاخوري - هويج 1 عدد - كدو حلوايي 2 قطعه
ورميشل 1 قاشق غذاخوري - آب 1 ليوان
همه مواد بالا رو ميريزيم توي قابلمه و ميزاريم به مدت 2ساعت بپزه. اين سوپ به دليل داشتن تره فرنگي عطر خيلي خوبي ميگيره و ميتونين بعد از پخت با كمي آبليموي تازه به ني ني بدين
سوپ شلغم براي فصل سرما : (8ماهگي)
گوجه فرنگي كوچك 1 عدد - شلغم كوچك 1 عدد - پياز كوچك 1 عدد - ورميشل خرد شده 1 قاشق غذاخوري - گشنيز و جعفري خردشده 1 قاشق - هويج متوسط 1 عدد - سيب زميني كوچك 1عدد
همه مواد رو با 1 ليوان آب ميزارين حدود 2ساعت بپزه و بعداز پختن با كمي آبليموي تازه يا ماست ميدين به ني ني گلتون.
نكته1: پوست گوجه فرنگي رو بكنين و رنده يا خوردش كنين توي سوپ
نكته2: ميتونين شلغم رو پوست بگيرين و بعد از شستشو به قطعات كوچك ببرين و بزارين توي فريزر كه هميشه داشته باشين
نكته3: شلغم به علت داشتن قند طبيعي و منيزيوم , نيرو بخش هست و سينه رو هم نرم ميكنه
نكته4: پياز داراي ويتامين c است كه براي ني ني گلامون خيييلي مفيده
سوپ جو : (8ماهگي)
جوي پرك 1 قاشق غذاخوري - هويج متوسط 1عدد - كرفس خردشده 6 قطعه - جعفري گشنيز 1 قاشق غذاخوري - كدوحلوايي 3- سيب زميني كوچك 1عدد - فيله ران مرغ 1 عدد
همه مواد رو با 1ليوان آب بزارين بپزه و بعد از پخت با آبليمو، روغن زيتون يا ماست بدين به ني ني گلتون
نكته1: لازم نيست آب زيادي براي پختن سوپ بريزين كه بعداز پختن مجبور بشين آبش رو دور بريزين.
نكته2: مواد بايد كاملا پخته بشن و حدود 1 تا 2 ساعت براي پختشون وقت لازم هست
سوپ رشته فرنگي (8ماهگي)
ران مرغ يك تكه - پياز يك عددكوچك - سيب زميني يك عدد متوسط - هويج يك عدد - برنج اقاشق غذاخوري گوجه فرنگي - رشته فرنگي يك قاشق - سبزي سوپ(گشنيز وجعفري )
ابتدامرغ وپيازرايگذاريم بپزد بعدازاينكه تقريبا پخت هويج وبرنج وسيب زميني رااضافه مي كنيم.
بعدازاينكه سيب زميني وهويج پختند سبزي وگوجه رنده شده رااضافه مي كنيم تاكاملا بپزد . بعدرشته فرنگي رااضافه مي كنيم.وقتي كاملا پختند .باهروسيله اي كه داريم ان راله ميكنيم وكره واب ليموي تازه را اضافه كرده وبه ني ني مي ديم بخوره. براي اينكه سوپ خوش عطرشودميتوان به ان سبزي معطرازقبيل شويد ونعناخشك اضافه كرد. ميتوان به سوپ اقاشق مرباخوري پودرجوانه اضافه كرد چون سرشارازويتامين B است.همچنين اضافه كردن كمي پودربادام باعث افزايش اهن غذا ميشود.
سوپ رشته فرنگي با شير: (نه ماهگي)
25 سانتي ليتر شير - 1قاشق سوپخوري رشته فرنگي - 5گرم كره. - مقدارخيلي كمي نمك
شير را درظرفي ريخته ونمك به ان اضافه كرده وروي حرارت قرار دهيد تا به جوش ايد.رشته فرنگي را داخل شير ريخته وبگذاريد خوب بپزد. دراين مدت براي جلوگيري از سر رفتن شير. مرتب انرا با قاشق چوبي هم بزنيد.پس از پختن ونرم شدن رشته انرا در بشقاب بريزيد وكره رادر ان خوب حل كنيد. پس از ملايم شدن دماي سوپ انرا به ني ني بدين بخوره. البته مقداري خيلي كمي شكر يا شكر نيشكر ميتوان بصورت دلخواه به سوپ اضافه كنيد.
سوپ نخود فرنگي(از پايان 8 ماهگي)
نخود فرنگي تازه450 گرم- پياز خورد شده 1 عدد- كاهوي كوچك خرد شده 1 عدد- چهار پنجم فنجان آب گوشت- ماست دو سوم فنجان
نخود فرنگي و پيازو كاهو را حدود30-20 دقيقه در آب گوشت بجوشانيد تا نخود فرنگي كاملاً نرم شود. مواد پخته را از آب سوپ جدا كرده و كاملاً له كنيد.مقداري ماست به آب سوپ اضافه كنيد ومواد پخته شده را نيز مجدد اضافه كرده ورويه اجاق بگذاريد اما نگذاريد سوپ بجوشد چون ممكن است لخته شود، در حد گرم شدن كافيست.
سوپ سرماخوردگي: (8ماهگي)
ران مرغ 1 تكه - پياز 1 عدد - شلغم 1عدد - ورميشل 1 قاشق غذاخوري - كرفس خردشده 1 قاشق مرباخوري -
آلو خورشتي 3 عدد - بادم پوست كنده رنده شده 1-2 عدد - جعفري و گشنيز كمي
همه ي مواد رو با 1 ليوان آب بزارين بپزه و بعد از پخت با هروسيله اي كه دارين لهش كنين و با كمي آبليموي تازه بدين ني ني
سوپ تقويت شده ي ني ني: (8ماهگي)
ماهيچه 1 عدد - پياز كوچك 1 عدد - شلغم متوسط 1 عدد - تره فرنگي خردشده 1 قاشق غذاخوري - بادوم خردشده 1قاشق
هويج متوسط 1 عدد - گندم پرك 1قاشق غذاخوري - آب 2 ليوان
همه ي مواد بالا رو بريزين توي ظرف و براي مدت 2ساعت بزارين كاملا بپزه و بعدش با هروسيله اي داشتين لهش كنين . موقع سرو هم كمي كره گياهي يا روغن زيتون بدون بو و كمي هم آبليموي تازه بهش اضافه كنين و به ني ني خوشگلتون بدين. ايشالا بخوره و قوي بشه
سوپ شنبليله(اشكنه)(8 ماهگي):
آرد ذرت يا گندم يا برنج 1 ق غذاخوري - زرده تخم مرغ 1 - شنبليله خرد شده 1ق مرباخوري - پياز كوچك 1 -گوجه فرنگي متوسط 1
سيب زميني متوسط 1 -كره 1ق مربا خوري
ابتدا آرد را در كره تفت داده سپس شنبليله خرد شده وپياز رنده شده ،تكه هاي سيب زميني و گوجه فرنگي رنده شده را به همراه 1 ليوان آب به آن اضافه مي كنيم وصبر مي كنيم تا سوپ بپزد وغليظ شود،زرده تخم مرغ را با چنگال بهم زده وكم كم به سوپ اضافه مي كنيم ومرتب هم مي زنيم تا جوش بزند و زرده خوب بپزد.
سوپ گوجه فرنگي 1: (9ماهگي)
ماهيچه گوسفندي 1 عدد - تره فرنگي خردشده 1قاشق غذاخوري - شويد خردشده 1 قاشق چايخوري - جو پرك 1 اقشق مرباخوري
گوجه فرنگي متوسط فيله شده 1 عدد - كدوحلوايي 1 تكه كوچك - آلو 1 عدد
همه ي مواد رو بجز شويد و گوجه فرنگي بريزين با 1 ليوان آب بپزه. در اواخر پخت گوجه فرنگي و شويد تازه ي خردشده رو اضافه كنين و بزارين چند تا جوش ديگه هم بزنه. بعد از پخت با آبليموي تازه يا ماست كم چرب بدين ني ني گلتون .
نكته: آلو و كدوحلوايي باعث جلوگيري از سفت شدن شكم ني ني گلتون ميشه
سوپ گوجه فرنگي 2 :( 9 ماهگي)
1عددگوجه فرنگي - 1عددسيب زميني - 2 شاخه ريحان - 1قاشق سوپ خوري نشاسته ذرت - يه كوچولو كره
گوجه فرنگي رابشوييد وچهارقطعه كرده پوست ودانه هاي ان را جدا كرده وهمراه با سيب زميني پوست كنده و ريحان خورد شده در يك ليوان اب 20 دقيقه بپزيد و بعد ميكس كنيد و دوباره در قابلمه بريزيد آرد ذرت رادر كمي آب سرد حل كنيد ودر حالي كه بهم ميزنيد به مواد اضافه كنيد و به محض جوش آمدن از روي حرارت برداريد وكره را اضافه كنيد نوش جان .
سوپ كدو حلوايي (4ماهگي)
100گرم كدو حلوايي - 1 عدد سيب زميني - 20سانتي ليتر شير - 5 گرم كره - 2شاخه جعفري -
پوست سخت الياف و دانه هاي كدو را جدا كنيد .سيب زميني را پوست كنده وبشوييد. سبزي ها را ريز كرده و30دقيقه بابخار بپزيد. سبزي هاي پخته شده را توسط مخلوط كن به صورت پوره در بياوريد .پوره را داخل قابلمه بريزيد وشير به ان اضافه كرده وبه مدت 2تا3دقيقه حرارت بدهيد تا جوش ايد.سپس ظرف رااز روي اجاق برداشته وكره را به ان اضافه كنيد.سوپ را پس از مناسب شدن دماي ان در شيشه شير ريخته و به ني ني هاتون بدين. نووش جونشون.
سوپ ساده ني ني : (6ماهگي)
برنج 1 قاشق چايخوري - هويج 1 عدد كوچك - عدس 1 قاشق چايخوري - مرغ يا ماهيچه يا قلم كمي
مواد را در قابلمه ميپذيم و بعد ميكس مي كنيم.و به ني ني مي دهيم. در ابتدا غلظت غذا بايد به گونه اي باشد كه وقتي غذا بماند سفت نشود. در مورد سيب زميني نبايد از مخلوط كن برقي استفاده كرد چون نشاسته آن تجزيه مي شود. ترجيحأ از نوع دستي استفاده كنيد.
سوپ خونساز (9 ماهگي)
گوشت ماهيچه - آب قلم - آرد عدس (جوانه عدس رو خشك ميكنيم و اسياب) – گوجه - جعفري - آب ليمو -
چند تيكه گوشت تيكه يا ماهيچه رو بگذاريد آب پز بشه وقتي خوب پختن يه مقداري از آب قلم هاي يخ زدم بهش اضافه كنيد بعد از آرد عدس 3 پيمانه بريزيد توش و بعد 2 تا گوجه رنده اضافه كنيد داخلش و كمي جعفري خشك شده و يه مقداري هم آب ليمو در آخر،بعد هم زيرش رو كم كردم و سرش رو بگذاريد تا خوب آرد عدس جا بيفته در نهايت هم براي اينكه ني ني گوشتهاش رو هم بخوره يه بار با گوشكوب برقي خوب لهش كنيد غلظتش به خودتون بستگي داره و مي تونين با كم و زياد كردن آرد عدس اونو تعيين كنيد
آش دندوني ني ني
گندم پوست كنده 1 ليوان - نخود 1 ليوان - لوبيا سفيد 1 ليوان - عدس 1 ليوان - ماش 1 ليوان -پياز داغ 2 قاشق - آب گوشت به
مقدار لازم - نمك به مقدار لازم
تمام حبوبات را شب قبل خيس مي كنيم تا كمي نرم شوند و نفخ آنها گرفته شود.
سپس تمام حبوبات را به همراه گندم در قابلمه ريخته و مي گذاريم بپزد.
پس از اينكه حبوبات كمي نرم شد، آب گوشت را اضافه كرده و مي گذاريم تا حبوبات بپزد و خوب لعاب بياندازد.
بايد مرتب هم بزنيم تا آش ته نگيرد و گندم كاملا نرم شود و لعاب بياندازد.
وقتي آش خوب لعاب دار شد، يك قاشق پياز داغ و نمك را اضافه مي كنيم. بايد نيم ساعت ديگر آش بپزد.
در آخر آش را در ظرف مي ريزيم و با بقيه پياز داغ روي آن را تزئين كرده و سرو مي كنيم.
آش ماش كودك(8 ماهگي)
ماش 2 قاشق - برنج2 قاشق غذاخوري - شلغم يك عدد كوچك - يك پياز كوچك - يك تكه ماهيچه يا قلم -جعفري خرد شده نكته حساس در تهيه آش ماش گرفتن پوست آن است كه با كمى دقت بآسانى آماده ميشود. ابتدا ماش را با چند مقداري آب در ظرف مناسبى مي خيسانيم و بعد از مدتي آب آن را خالي كرده و مجدد آب ميريزيم و روى حرارت ملايم ميگذاريم تا ماشها بپزند و مرتب بهم ميزنيم تا پوست ماش جدا شود و روى ظرف بيايد و با كفگير آنرا ميگيريم و گاهى كمي آب سرد در آن ميريزيم كه پوستهاى ماش بهتر جدا شوند طريقه ديگر گرفتن پوست ماش بدين قرار است كه بعد از خيساندن ماش آن را ميپزيم و از آبكش رد ميكنيم سوراخهاى آبكش بايد بحدي باشد كه مغز ماش از آن رد شود ولى پوست ماش در آبكش باقى بماند. بعد برنج را تميز ميكنيم ميشوئيم و با پياز رنده شده و يك تكه ماهيچه يا استخوان قلم داخل ظرف ميريزيم . گوشت يا قلم كه خوب پخته شد شلغم را داخل ظرف ميريزيم حرارت بايد كاملا ملايم باشد و آش را گاهى بايد بهم زد تا تمام مواد پخته شود،در انتها جعفري تميز كرده و خرد شده را به آن اضافه مي كنيم و بعد با چاشني دلخواه سرو مي كنيم. نكته :با استفاده از كمي نعناع داغ و پياز داغ مي توانيد خودتان هم از اين آش ميل كنيد.
موضوع :
هلیا خانوم داره می ره مهمونی..

عاشق این عروسکت هستی و کلی باهاش غش غش می کنی..

دیگه دنده عقب رفتنت سریع شده و تازگی ها روی زانوهات هم بلند می شی..

ای جان چه ژستی!

مامانی داری به چی فکر می کنی؟؟..

اینجا تو بغل عمه جونی رفته بودیم عید دیدنی خونه دایی بابا

اولین تاب سواری هلیا خانوم تو بغل بابایی..

چه حالی می کنی با ماشینت خانوممم..

اینجا هم می خوایم بریم خونه خاله فاطمه مهمونی خاله جون از کربلا برگشته بود..

ادامه عکس ها در پست بعدی..
موضوع : 9 ماهگی هلیا
فواید بوسیدن فرزندان!
- بوسیدن فرزند پرخاشگری او را کاهش می دهد.
- بوسیدن فرزند انرژی های اضافی او را تخلیه می کند.
- بوسیدن فرزند باعث می شود رابطه عاطفی و روانی بین فرزند و والدین تقویت شود.
- بوسیدن فرزند باعث می شود که کودک در کنار والدین احساس امنیت بیشتری بکند.
- بوسیدن فرزند اشتهای روانی و غذایی او را افزایش می دهد.
- بوسیدن فرزند یک نوع تن آرامی را برای او فراهم می کند.
- هنگام بوسیدن فرزند می توان سفارش های لازم تربیتی و آموزشی را به او گوشزد کرد ( در این موقعیت همکاری کودک بالاست ).
- اگر کودک از نظر حساسیت دارای حساسیت لمسی بالایی باشد بوسیدن فرزند باعث تعادل رفتاری در او خواهد شد.
"در صدر اسلام یک مرد عرب بر اساس فکر دوران جاهلیت به پیامبر اسلام گفت : "ای محمد، چه شده است این همه دخترت را می بوسی من شش دختر داشتم که حتی آنها را یکبار نبوسیدم". پیامبر اسلام فرمود :" تو از رحمت خدا دور افتاده ای، کسی که رحم نکند به او رحم نخواهند کرد". بنابراین بوسیدن فرزندان علاوه بر آرامش روانی آنها رحمت خداوند را هم برای ما به ارمغان خواهد آورد.
موضوع : مقالات
نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند!
و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.
پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی . . .

عزیز دلم امیدوارم همیشه شاد و لبت خندون باشه ..
امیدوارم در اولین اولین بهار عمرت تنت سلامت باشه و بهترین خاطرات عمرت برات رقم بخوره ..

خیلی شیطون شدی و همش می خواستی حمله کنی سمت سفره به زور این چند تا عکس رو ازت انداختم..
اینم اولین عیدی که گرفتی مامان بزرگ و بابا جون واسه عید اولت می خواستن برات جامپر بخرن که تصمیم گرفتیم روروئک بگیریم تا مدت استفاده اش طولانی تر باشه مبارکت باشه نازم..
دست مامان جون و بابا جون درد نکنه..

اینم اولین عیدی که از لای قرآن برداشتی..
دست بابایی درد نکنه..

موضوع : 9 ماهگی هلیا
تولدت مبارک عزیزممممممم..
عزیز دلم تولد 9 ماهگی ات رو خونه مامان جون برات گرفتیم عصرش من و بابایی و خاله جونت رفتیم بیرون و برات کیک خریدیم..
شبش شام مامان جون یه شام مفصل درست کرده بود و واسه شام خاله جون رو هم نگه داشتیم..
خیلی خوش گذشت و کلی خندیدیم تو هم هی می خواستی کیک و بگیری آخر سر هم پات و زدی به کیک و لباست و کثیف کردی..
لباسات رو بابا بزرگ برات فرستاده بود و خیلی بهت می اومد..
دستش درد نکنه..
امیدوارم تولد صد سالگی ات رو برات جشن بگیریم نازنینم..




موضوع : 9 ماهگی هلیا
سلام نفس مامان..
هشت ماهگی ات هم داره کم کم تموم میشه و من تو این مدت اینقدر سرگرم بودم که نمی شد بیام و برات بنویسم..
پارسال همین روزا تو توی دله مامان بودی و من تازه فهمیده بودم دیابت بارداری دارم..
نزدیک های عید بود و همش دلشوره داشتم که قندم باعث اذیت و آزار تو نشه..
چه روزهایی رو گذروندیم من و بابایی تا تو به اینجا برسی و بزرگ بشی خدا رو شکر که تمام روزهای سخت و پشت سر گذاشتیم و فراموش کردیم و فقط شیرینی هاش به یادمون مونده تو این هشت ماه تو جلوی چشممون هر روز بزرگ تر و قوی تر شدی ..
دندون درآوردی..
غلت زدی..
چنگ زدی..
غذا خور شدی ..
تونستی بشینی و کلی کارای دیگه که من آرزوی دیدنش رو داشتم..
خدا رو شکر می کنم به خاطر این نعمت بزرگی که به ما داده..
امسال اولین نوروزیه که تو در کنار ما هستی و من چقدر خوشبختم که امسال در کنار تو سر سفره هفت سین می شینم..
خیلی زیاد دوست دارم تا ببرمت آتلیه و ازت عکس بندازم ولی هنوز دودلم که کجا ببرمت..
از حالا دارم واسه تولد یک سالگی ات برنامه ریزی می کنم تا عالی و مفصل باشه..
چند روزی میشه که به شدت شیطون شدی همش غلت می زنی و می خوای سبنه خیز بری الان یه چند روزی هم هست که دنده عقب می ری و خیلی با نمک می شی ..
هر چی جلو دستت باشه می کنی توی دهنت و حتی پارچه و لباس رو هم گاز می گیری..
به شدت علاقه داری تا دست هر کسی که تو بغلشی رو گاز بگیری و تا می یای بغل بابایی گازی ازش می گیری که صداش در می یاد..
موقع خواب جدیدا باید برات آهنگ بزارم تا بخوابی..
شیرخوردنت هم کمی بهتر شده و گاهی تو بیداری هم شیر می خوری..
آب رو خیلی دوست داری و شیشه رو می دم دستت و هی سر شیشه رو می کشی به دندونت و می خوای بکنی اش..
کاغذ و ریز ریز می کنی و از صدای پاره کردن کاغذ غش غش می خندی..
بوووو می گی و وقتی دستم و بیارم جلو بگم یالا دست راستت و می یاری جلو و دست می دی..
ابووو هم می گی و هی ما ما ما می کنی..
یک هفته ای همیشه که انگشت شصت پات رو می کنی توی دهنت و همش تو نخ انگشتاتی..
الان 3 روزی میشه که به شدت جیغ جیغو شدی دیشب رستوران رفته بودیم با مامانی و دایی ها کلی سرو صدا کردی و همش می خواستی از بغل این به بغل اون بری..
روزی میز تعویضت که می ذارمت هر چی روی میز باشه پرت می کنی پایین..
امروز بردیمت حمام و واسه اولین بار نشوندیمت توی وان و برات اسباب بازی گذاشتیم اینقدر با نمک بازی می کردی که مدام با دستت می زدی توی آب و هی می خواستی بری دنبال اسباب بازی ها ..
گاهی هم خم می شدی و از لبه وان آب می خوردی..
عین یه پیشی کوچولو آب رو هی از دور لبت لیس می زدی..
قربونت برم من که اینقدر شیرینی..
تمام روزهای من با تو شروع میشه و شب هام با تو تمام میشه..
تا صبح یک بار 3 و یک بار هم ساعت 6 بیدار می شی بهت شیر می دم..
صبح ها وقتی بیدار می شی شروع می کنی به سرفه و هی صدا در می یاری تا بیام و از توی تختت برت دارم..
چند هفته قبل اولین سفر طولانی با ماشینت رو هم رفتی..
واسه عروسی رفتیم تبریز و 7 ساعت رفتنی توی راه بودیم توی زنجان سرما خوردی و سرفه هات شروع شد..
به خاطر تو بابا جون همش می موند خونه و من تنهایی می رفتم خرید و مهمونی..
بابا جون خیلی برات زحمت کشید و حسابی ازت نگهداری کرد ..
یک روز قبل از برگشتمون حالت خیلی بد شد و از عصرش مدام از چشمات آب می اومد و آخر شب مجبور شدیم ببریمت دکتر جیگرم کباب شد و هی خودم و سرزنش کردم که چرا آوردمت سفر تو این فصل سال..
شبش تا صبح نخوابیدی و من تا خوده صبح روی پام تکونت دادم ..
:((
خیلی غصه خوردم عزیزم..
منو ببخش..
واسم یه تجربه شد که موقع سفر به فصل سال، مدت زمان سفر، و زمان اقامت دقت بیشتری بکنم..
خدا رو شکر داروها خیلی زود اثر کرد و از چند روز بعدش خوب شدی..
از بعده سرماخوردگی ات همش دارم برات غذای مقوی درست می کنم تا جبران بشه..
می دونی که مامان و بابا از هیچ چیزی برات کم نمی ذارن و نذاشتن..
از خدا می خوام که کمکم کنه تا مادر خوبی برات باشم!
خیلی دوستت دارم
دالیییییی..

هلیا داره اینجا شنا می کنه تو خشکییی..

اولین بار که انگشت پات به دهنت رسید!!

قربونه شیطونی هاتتتت..

متاسفم کتابش پارچه ایه پاره نمیشه!

اولین بار که نون خوردی تا قبلش هر بار می دادم دستت تف می کردی یا می انداختی..

ای شیطون رفتی سر کیسه اسباب بازی..

جاننن خوب همه جا رو ریختی به هم هاااا..

عکس های سفر تبریز در پست بعدی..
موضوع :
سلام عسلم...
ببخش که نتونستم زودتر بیام و برات بنویسم..
اینقدر شیرین و خواستنی شدی که تمام لحظه هام رو پر از عشق کردی..
خیلی وقته از کارات ننوشتم و نتوستم بیام نت اما امروز اومدم کلی برات تعریف کنم حسابی زبل شدی و خودت دیگه همش غلت می زنی به چپ و راست ..
هفته قبل یه چند شبی بابا جون نبود و من و تو تنها بودیم اما واقعا خانم بودی و اذیتم نکردی..
برنامه غذا خوردنت مرتب شده و شب ها یک بار 3 یا 4 بیدار می شی و شیر می خوری یکبار هم 6 یا 7 صبح..
صبحانه یک روز در میون بهت زرده + کره می دم و یک روز در میون هم سرلاک یا بیسکودیت مادر..
میوه خیلی دوست نداری و هر جوری بهت بدم عق می زنی..
منم توی سوپت پوره می کنم..
اکثر روزا برات ناهار سوپ درست می کنم با مواد مختلف اما سوپ ماهیچه رو از همه بیشتر دوست داری..
ماست هم بهت دادم دوست نداشتی کلا با خوردنی های سفید انگار مشکل داری..
جمعه این هفته بود که فهمیدم چهارمین دندونت هم جوانه زده..
جمعه 20 بهمن ماه !
کلی ذوق کردم اینقدر لثه هات می خارید که همش دست همه رو می خوای گاز بگیری و اینقدر بدجور گاز می گیری که جاش روی دست می مونه و باد می کنه..
هفته قبل یهویی به غذا خوردن ما کلی اشتیاق نشون دادی و بابا جون بهت کمی از غذاش داد عین گنجشک می خوردی و خورده هاش که می ریخت رو دست بابا جون اونا رو لیس می زدی..
قربونت برم که مثل پیشی ناز و ملوسی..
حسابی دیگه حرفه ای شدی و اسباب بازی هات رو با پاهات بلند می کنی و از پهلو می گیریشون..
وقتی از خواب بیدار می شی از خودت صدای سرفه در می یاری تا بهم بفهمونی بیدار شدی تا منو می بینی غش غش می خندی و منو دیوووونه می کنی..
موهات رو هم برای بار دوم کوتاه کردیم ..
اینقدر جلوش بلند شده بود که می رفت تو چشمات و هی باید موهات رو جمع می کردم این طوری شد که با خاله فاطمه بردیمت آرایشگاه و موهات رو کوتاه کردیم خیلی خانم بودی و حتی اجازه دادی موهات رو برات سشوار بکشن!..
ماه قبل و این ماه نشد واست جشن تولد بگیریم این ماه 14 بهمن و 19 بهمن تولد دایی کوچیکه و بزرگه بود و خیلی سرمون شلوغ بود اما برات کادو دو تا اسباب بازی جدید خریدم..
ایشالا بشه فردا قراره عمه جون از کاشان بیاد خونه مون و تو فکر اینم که ماهگرد هشتمت رو با اونا جشن بگیریم..
آخر هفته عروسی هم دعوتیم و من می خوام بزارمت پیش مامان بزرگ چون نمی خوام همش از این بغل به اون بغل بشی و اذیت بشی..
می خوام یاد بگیری هر مهمونی رو نباید همراه مامان و بابا بری و گاهی لازمه اونا تنها جایی برن..
هلیای من خیلی دوست دارم.. اینقدر زیاد که تمام شب و روز و زندگی من شدی..
آرزومه که چهار دست و پا رفتنت و راه رفتنت رو ببینم..
آرزومه که بزرگ شدنت رو ببینم..
قوی باش و صبور!
قبل از کوتاه کردن مو..

ای جان..

بعد از کوتاهی مو در خواب ناز..

اینجا داری پدر دندونی رو در می یاری..

سلام خانممم..
با عروسکت ژست گرفتی؟..
موضوع :
عاشقتم نازم ..
عاشقتم وقتی که انگشت های کوچولوت رو دور دستم حلقه می کنی و فشارش می دی..
عاشقتم وقتی بغلت می کنم صورتت و می مالونی به صورتم و همش می خوای منو بخوری..
عاشق اون چشماتم که وقتی خسته می شی مدام می مالونی شون و منتظری تا بخوابونمت..
عاشقتم وقتی بهت سوپ می دم و دوستش داری و منتظری تا قاشق بعدی رو بزارم دهنت..
عاشق اون دست ها و پاهای کوچیکتم وقتی پاهات و می یاری بالا و هی می خوای بگیری شون..
عاشقتم وقتی غلت می زنی و خسته می شی و هی سرت و می مالونی روی زمین..
عاشق اون دماغ کوچولوتم که به هیچ وجه اجازه نمی دی بهش دست بزنم و هی سرت و این ور و اون ور می کنی..
عاشق اون صداهای نازتم که در مواقع حساس از خودت در می یاری و طوری رفتار می کنی که انگار همه چیز رو می فهمی..
هلیا عاشقتم..
با اومدنت تمام دنیای من و بابایی تغییر کرد..
با اومدنت چندین خانواده دلشون شاد شد ..
عزیزیم ازت ممنونم به خاظر این همه عشقی که به ما سخاوتمندانه هدیه کردی..
همیشه قوی باش و مصمم!
مامان پشتته..
موضوع : 7 ماهگی هلیا
هرچه کودکتان بزرگتر میشود علاقهاش به استقلال در حرکت هم بیشتر میشود. با ما باشید تا ببینید فرزندتان چطور از خزیدن به یک دونده ماهر تبدیل میشود. کودک شما با بزرگ شدن تحرکش هم بیشتر میشود. او ابتدا با رفلاکسهای نوزادی آغاز میکند تا حرکاتش به صورت اختیاری و ارادی در بیایند. اگر دوست دارید بدانید آن نوزاد ناتوان و کم تحرک چطور ناگهان میغلتد، میایستد و راه میافتد تا بدود این مطلب را تا آخر بخوانید.
یکی از مهمترین قدمها در راه استقلال حرکتی کودک همین سینهخیز رفتن است. اولین حرکات نوزاد از روی غریزه و رفلاکسهای حرکتی است. وقتی نوزاد را روی شکم میگذارید و گردنش را بالا میگیرد رفلاکس تونیک گردن باعث میشود او به صورت غریزی و برای پاسخ به این حالت دستهایش را صاف کرده و زانوهایش را نیز خم کند و كمكم به صورت ۴ دست و پا قرار بگیرد و با تکرار در این کار به مهارت برسد و آن را به صورت ارادی انجام دهد. او به تدريج میفهمد 4 دست و پا رفتن چه حسی دارد و از این به بعد برای تقویت ماهیچهها و عضلاتش تلاش میکند تا بتواند این وضعیت را در حالت پایداری حفظ کند، سپس گیرندههای عضلانی با تمرینهای مداوم به صورت آماده باش در میآیند و در حرکت دادن دستها و پاهایش به او کمک میکنند.
اما هنوز کوچولوی شما تعادل کافی برای جلو رفتن و ایجاد هماهنگی بین دستها و پاها را ندارد. ممکن است مدتی به همین حالت خودش را به جلو و عقب تاب بدهد تا تعادل لازم را به دست بیاورد. حالا دیگر وقت آن رسیده که کانالهای تعادلی که در گوش داخلی قرار دارند وارد عمل شوند. تا زمانی که این هماهنگی ایجاد نشود، کودک شما قادر نخواهد بود به درستی حرکت کند و احتمالا شما بارها و بارها شاهد زمین خوردن و تلاشهای ناموفق او خواهید بود. اینها همه مراحلی از رشد کودک هستند و شما میتوانید کودک را به تلاش بیشتر تشويق کنید. نگران نباشید بالاخره موفق خواهد شد ۴ دست و پا از سمتی به سمت دیگر حرکت کند و آنقدر در این کار مهارت پیدا خواهد کرد که دیگر حتی شما به گرد پایش نرسید. وقتی کودک ۴ دست و پا این طرف و آن طرف میرود، چیزهای زیادی یاد میگیرد.
شاید از اینکه ببینید کودکتان لحظهای آرام نمیگیرد و مدام در حال گشتوگذار زیر میز و صندلی و در ۴ گوشه خانه است، خسته شوید اما این برای کودک تنها جابهجاییهای ساده نیست. او با متر کردن خانه در حال کشف محیط اطراف است، محیطی که تا دیروز رسیدن به گوشه و کنارش برایش یک آرزو بود، حالا که میتواند حرکت کند حتی لحظهای از وقتش را برای استراحت هدر نخواهد داد. او با ۴ دست و پا رفتن یاد میگیرد چه چیزهایی بالای سرش یا زیر شکمش قرار دارند، چه مسیرهایی پهنتر و کدامها باریکترند، چه جاهایی ممکن است گیر کند و از چه جاهایی به راحتی عبور میکند و یاد میگیرد اشیا چگونه در اطرافش قرار گرفتهاند. وقتی او در حالت ۴ دست و پا ناگهان سرش را زمین میگذارد و به اطراف نگاه میکند، در حال بررسی محیط از زاویهای دیگر است، با دقت نگاه میکند که یک لیوان چطور روی زمین قرار گرفته یا یک گلدان چطور در کنار میز تلویزیون ایستاده. همچنین سینهخیز رفتن به کودک شما کمک میکند تا بتواند گردن، دستها و پاهایش را با هم تکان دهد و این اولین گام در آمادهسازی مغز برای یادگیری حرکات پیچیدهتر است. پس این تلاشها و خطاهای نوزاد را جدی بگیرید و با تشویق او را به ایجاد این هماهنگیها مشتاقتر کنید.
از ۷ ماهگی به بعد نوزادان تلاششان را برای سینهخیز رفتن آغاز میکنند. اما برای این کار باید ابتدا مرحله گردن گرفتن را پشت سر گذاشته باشند. تلاش کودک برای بالاگرفتن گردنش در حالت دمر به او کمک میکند تا ماهیچههای گردن و پشتش را محکم و قوی کند. شما میتوانید با دمر گذاشتن او و حرکت دادن اسباببازیهای صدادار یا حتی ظرف نخود و لوبیا بالای سرش او را برای این کار تحریک کرده و این مهارت را در او تقویت کنید. این تمرینات ساده باعث میشود سریعتر این مرحله را بگذراند و تلاشهایش را برای نشستن به صورت مستقل شروع کند. هر چه زودتر به این مهارتها برسد زودتر به مرحله بعدی یعنی خزیدن و سینهخیز رفتن میرسد. تا ۹ ماهگی نوزاد شما دیگر در این مهارت استاد شده، تعادل لازم برای نشستن را به دست آورده و همین تعادل به او کمک میکند تا در حالت نشسته یک دستش را بالا بیاورد و بدون اینکه از پشت واژگون شود آن را تکان دهد. حالا نوزاد آماده سینهخیز رفتن است. همه نوزادان به یک روش سینهخیز نمیروند. بعضیها با خزیدن به صورت نشسته با باسنشان حرکت میکنند و بعضیها به جای جلو رفتن، عقب عقب حرکت میکنند. برخی هم ممکن است با غلت زدنهای پیدرپی مسیری را طی کنند.
مدتی طول میکشد تا نوزادان در ۴ دست و پا رفتن مهارت پیدا کنند. 4 دست و پا رفتن ضربدری مرحله آخر است که در آن دستها و پاهای مخالف را با هم تکان میدهد و سرعتش بیشتر میشود. در این حالت مغز نوزاد باید پیام را از هر دو طرف بدن دریافت کرده و هماهنگی مناسب بین اندمها را ایجاد کند. هر چه کودکتان تلاش و پشتکارش بیشتر باشد عضلات دستها و پاهایش قویتر شده و بهتر تعادلش را حفظ میکند. بیشتر نوزادان تا يك سالگی مهارت کافی برای ۴ دست و پا رفتن را کسب میکنند و آن وقت دیگر شما باید مدام دنبالشان بدوید. میتوانید با فراهم کردن شرایط مناسب کودکتان را تشویق کنید؛ اما به یاد داشته باشید هیچ وقت او را وادار به انجام کاری نکنید، زمانیکه وقتش برسد او خودش علاقه کافی برای این کار نشان خواهد داد.تمریناتی که به کودک شما کمک میکند تا بهتر این دوران را پشت سر بگذارد:
کودکتان را دمر بگذارید و به آرامی شکمش را بالا بیاورید تا به صورت مصنوعی روی ۴ دست و پا قرار بگیرد. سپس به آرامی او را رها کنید و ببینید آیا دستها و پاهایش قدرت تحمل وزنش را دارند یا نه. اگر کودک در این حالت توانست تعادلش را حفظ کند او را به حرکت دادن دستها و پاهایش تشویق کنید.
یک اسباب بازی زیبا و رنگارنگ را در چند قدمی او قرار دهید و از او بخواهید خودش را به آن برساند، این کار باعث میشود تا برای رسیدن به اسباب بازی دستش را دراز کند. اسباب بازی را خیلی دور قرار ندهید تا دست کودک به آن برسد. با این کار او اعتماد لازم برای حرکت دادن دست و پایش را به دست میآورد. هر بار که موفق شد، او را تشویق کرده و اسباب بازی را کمی عقبتر بگذارید تا بار دیگر تلاش کند. میتوانید این کار را در مرحله بعدی با یک سبد یا جعبه بزرگ انجام دهید. سبد را پر از اشیا مختلف و رنگارنگ کنید و در فاصله چند قدمی او قرار دهید و سپس او را تشویق کنید برای جستوجو در سبد به سمتش حرکت کند.
حالا دیگر مطمئنا کودک شما یک خزنده ماهر شده و به راحتی به هر جا که بخواهد سرک میکشد. شاید در این سرک کشیدنها اولین تلاشهای او برای ایستادن را ببینید. او حالا با اطمینان خاطر حرکت میکند و خودش را به میز و صندلی میرساند تا با گرفتن آنها بایستد. او میخواهد مانند پدر و مادرش و دیگران روی پاهایش بایستد و برای این کار ابتدا از عضلات دستش که قویترند استفاده میکند. به هر چیزی که نزدیکش باشد از میز گرفته تا لبه صندلی و حتی پاهای شما چنگ میزند و با قدرت دستانش خودش را بالا میکشد تا به حالت ایستاده درآید، اما تعجب نکنید اگر بعد از کمی ایستادن صدای گریهاش بلند شد! او هنوز نمیداند چطور از حالت ایستاده به حالت نشسته در بیاید و برای همین با گریه از شما کمک میخواهد. در این مواقع به آرامی خم شوید و به او نشان دهید که چطور زانوهایش را خم کند تا دوباره بنشیند. حواستان به وسایل خانه هم باشد. همه چیز را برای او امن کنید تا با اطمینان خاطر این مهارت جدید را تجربه کند. وسایل لق یا خطرناک را از روی ميزها و اطراف کودک دور کنید. برای تقویت این مهارت شما میتوانید دستان او را بگیرید و به آرامی از زمین بلندش کنید تا بایستد.
راه رفتن و قدم برداشتن یکی از آن مهارتهایی است که رفلاکسهای آن از نوزادی در کودک شما وجود دارد، اما به صورت غیر ارادی است و کودک کنترلی بر آن ندارد. در ۲ ماه اول اگر کودک را به حالت ایستاده نگه دارید و پاهایش با سطحی در تماس باشند میبینید که او آرام آرام قدم بر میدارد. این رفلاکس قدم زدن در تمام کودکان وجود دارد. در ۳ ماهگی نوزاد شما با لگد پراندن و فشار دادن پاهایش به سطوح مختلف، ماهیچهها و عضلات پاهایش را قوی میکند و وقتی ایستادن را یاد گرفت این عضلات قدرت بیشتری برای تحمل وزن نوزاد به دست میآورند.
در ۱۰ ماهگی دیگر آنقدر پاهایش قوی شدهاند که بتواند با گرفتن دستش به جایی به تنهایی بایستد و اینجاست که اولین تلاشها برای قدم برداشتن واقعی آغاز میشود. او حالا ۴ دست و پا به سمت تکیهگاه مطمئنی میرود و بعد دستش را به آن میگیرد، میایستد و سعی میکند پاهایش را تکان دهد و راه برود. لحظههای شیرین رشد نوزادتان آغاز میشود. او با گرفتن دستش به در و دیوار میتواند حالا قدمهای محکمی بردارد و تا جایی که دستش با تکیهگاهی تماس دارد، جلو برود. بین ۱۰ تا ۱۲ ماهگی شما میتوانید تکیهگاه مطمئن او باشید. اگر دستهایش را بگیرید او به آرامی قدم خواهد زد و با شما به جلو خواهد آمد. این کار را آنقدر تکرار کنید تا قدمهای لرزان نوزادتان محکم و استوار شود و او نسبت به قدمهایش اعتماد پیدا کند تا در مرحله بعدی که دستهایش را رها میکند، سرخورده نشود.
بیشتر کودکان بین ۱۲ تا ۱۷ ماهگی به راه میافتند، اما دیر و زود شدن این زمان جای نگرانی ندارد. ریسکپذیری و شجاعت خطر کردن کودکان در این امر نقش مهمی دارد. برخی کودکان محتاطترند و به طبع دیرتر راه میافتند. وقتی کودک اطمینان خاطر پیدا کرد، كمكم دستش را رها میکند و تلاشهایش برای راه رفتن به صورت مستقل آغاز میشود. ممکن است ابتدا تنها یک یا دو قدم بردارد و سپس بنشیند و ۴ دست و پا جلو بیاید. او با این تمرینات سعی دارد به مهارت کافی برسد، این نشستن و ایستادنها عضلات پای او را قویتر میکنند. اولین قدمهای او ممکن است خندهدار باشد، معمولا کودکان با پاهایی باز و دستهایی که به اطراف باز کردهاند قدمهای بزرگي برمیدارند. آنها با این کار تعادلشان را حفظ میکنند. سرعت این قدمها هنوز در اختیار آنها نیست و گاهی ممکن است آنقدر تند راه بروند که نتوانند بایستند و گاهی هم آنقدر آرام که باعث شود مدام به زمین بخورند. در این زمان چشم از فرزندتان برندارید تا هم ایمنی او را تضمین کنید و هم ثانیهای این لحظات شیرین و تلاشهای کودکتان را از دست ندهید.
تمرینهايي برای اینکه کودکتان سریعتر مهارت راه رفتن را یاد بگیرد:
- کفشهای کودکتان را در بیاورید و اجازه بدهید روی سطوح مختلف پا برهنه راه برود. این کار به او کمک میکند تا اختلاف سطحها را بشناسد و تعادل لازم برای راه رفتن روی سطوح نرم یا سفت و خشک را به طور غریزی کسب کند.
- کودک را کنار دیوار قرار دهید و در فاصله نیم متریاش بایستید و بعد از او بخواهید به سمت شما بیاید، ممکن است در اولین تلاشها خودش را در بغل شما پرت کند. مهم نیست، این کار را آنقدر تکرار کنید تا به جای پرت کردن كمكم قدم بردارد. در روزهای بعدی فاصلهتان را کمی بیشتر کنید.
- وقتی میخواهید راه رفتن را با او تمرین کنید دستهایش را از بالا نگیرید بلکه از جلو بگیرید تا حس جلو آمدن و حرکت کردن در او تداعی شود.
- بهترین وسیله برای تمرین راه رفتن واکر یا اسباب بازیهایی است که چرخ دارند. یکی از آنها را به دست کودک دهید تا با آن راه برود. مواظب باشید از آن عقب نماند، اگر فقط اسباب بازی یا واکر را هل داد و خودش جا ماند به او نشان دهید که باید با هل دادن اسباببازی خودش هم به جلو برود.
اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها
موضوع : مقالات








