هلیا، شکوفه هلو

می نویسم برای تو که زیباترین اتفاق زندگی منی

 



[ موضوع : ]
[ چهارشنبه 31 ارديبهشت 1393 ] [ 2:37 ] [ مهربان ] [ ]
ویژگی های کودک دوساله..

 

فرزند دوساله ی شما چگونه رشد و تغییرمی کند؟

بچه های دوساله کاشفینی هستند که به دنبال دنیاهای ناشناخته می گردند ودانشمندانی هستند که شگفتی های طبیعت را بررسی می کنند.شاعرانی هستند که برای اولین بار زبان را اختراع می کنند و روان شناسانی هستند که به راز تفاوت های رفتاری انسانهای اطراف خود می اندیشند.کودک دوساله ی شما،  دوسال پیش،  نوزاد کوچک وناتوانی بود که برای همه چیز به شما نیاز داشت. به شما وابسته بود تا به اوغذا بدهید،  با او بازی کنید و از او مراقبت کنید. اما حالا کودک شما،  خودش غذا می خورد،  بازی می کند و با خودش صحبت می کند. فرزندتان وقتی بزرگتر شد آموخت گاهی باید صبر کند تا توجه  شما را به دست آورد و گاهی کسان دیگری به جای والدینش ازاو مراقبت می کنند.

بعضی از بچه ها زودتر از بچه های دیگر استقلال خود را به والدینشان نشان می دهند. واکنش های منفی کودک دوساله به دلیل نیازاو به مستقل شدن از والدین است.اینکه تمام نیازهای کودکتان را تأمین کنید قطعا برای شما سخت خواهد بود.کودک شما باید بداند که قرار است والدین برای او محدودیت تعیین کنند.او هر روز بیشتر از گذشته از شما به عنوان پایگاهی امن استفاده می کند تا با خیال راحت به سراغ ماجراجویی هایش برود.

کودک دوساله چگونه فکرمیکند؟

کودک دوساله درک می کند که انسانی جدا از شما و دیگر اطرافیان است. والدین کودکان دوساله نمی دانند از تماشای شکوفایی ذهن فرزندشان به هیجان بیایند یا از شور بی پایان او برای کشف دنیا شکایت کنند.کودک دوساله دنیا را از دریچه ی چشمان خود می بیند نه از نقطه نظر والدینش.اوعلاقه دارد برایش درباره ی دنیای اطرافش توضیح دهید.

-شاید بارها و بارها بپرسد: چی؟چرا؟ تا شما توضیحات بیشتری به او بدهید. بهترین روش یادگیری در این سن،  تجربه ی مستقیم است.محدودیت درک کودک نباید سبب شود درباره ی چیزهایی که قادر به درکشان نیست برای او صحبت نکنید. سعی کنید به خاطرداشته باشید آنچه برای او بیشتراز همه ارزش دارد،  تعاملی است که با شما دارد نه معنی توضیحات شما.

بیشتر بچه های دوساله در آن واحد فقط می توانند مقدار کمی از اطلاعات را درک کنند. اگر فقط یک کار به او واگذار کنید براحتی از پسش برمی آیند. اگر همزمان انجام دو کار را به  آنها محول کنید،  ممکن است بتواند کار اول را انجام  بدهند،  اما برای انجام کار دوم  نیاز به  یادآوری دارند.اگر بخواهید انجام سه کار را به  آنها واگذار کنید،  احتمالا تا بیایید توضیح کار سوم را تمام کنید،  کار اول را فراموش می کنند. بنابراین باید در برخورد با کودکان دوساله این محدودیت ذهنی آنها در نظرگرفته شود.حتی اگر کودک، ضریب هوشی بالایی داشته باشد،  نمی تواند مانند کودکان بزرگتراطلاعات رابه طور منظم  در ذهن خود ذخیره کرده و به  یاد بیاورد.

یکی از مفاهیمی که کودک در طول دوسالگی خواهد آموخت مفهوم جفت هاست.او دو دست و دو پا دارد،  دو چشم  و دو گوش.شمردن تا دو واقعا برایش معنی دارد. یکی از تغییرات بزرگ در این سال،  توانایی کودک در حل مساِِئل است. هنگام تماشای بازی کودکتان نشانه هایی را می بینید، که نشان می دهد او چگونه مسائل را حل می کند. بچه ها از رویکردهای خاصی برای یادگیری استفاده می کنند.بعضی ازبچه ها آموزنده ی بصری هستند،  آنها قبل از انجام هرکاری به دقت توجه و تماشا می کنند. بعضی آموزنده ی شنیداری هستند،  سوال می کنند و به توضیحات بزرگترها گوش می سپارند. عده ای دیگر آموزنده ی لمسی هستند، که با لمس کردن و بازکردن شیء از هم بهتر می آموزند. بسیاری از بچه ها هرسه رویکرد را به کار می گیرند.اگر به سبک یادگیری طبیعی فرزندتان توجه داشته باشید، میتوانید به او کمک کنید که سریعتر بیاموزد و از کار و فعالیتش لذت بیشتری ببرد.

رشد انفجاری زبان

کودک دوساله باید تا دو سالگی بتواند منظور خود را با زبان بیان کند.شما باید از پاسخی که  به کلامتان می دهد،  متوجه شوید که سوالها و دستورات ساده را می فهمد.گر چه دایرۀ لغات او محدود است،  اما کلماتش باید آنقدر واضح بیان شود که حداقل نیمی ازآنها را افراد بزرگسالی که عضو خانواده نیستند،  متوجه شوند. درطول این سال،  فرزندتان دایرۀ لغات خود افزایش می دهد و شما را با بیان نام اشیاء با تلفظ خاص خود به وجد می آورد:"بشباق"، "راننگدی"                                                                    

توانایی او برای بیان عبارات منفی نیز افزایش می یابد. او که ابتدا فقط  می گفت "نه"،  می تواند با استفاده از کلماتی نظیر نکن،  نیست و هیچ وقت جمله بسازد،  مثلا می تواند بگوید "این ماشین من نیست".کودک دوساله برای پرسیدن سوال های پیچیده از گفتار استفاده می کند : "خورشید کجا رفت ؟ " یا " اون چرا گریه می کنه؟"  گاهی پاسخ شما برای او رضایت بخش است و گاهی نه.  کودکان دو ساله بسیاری اوقات یک سوال تکراری را پشت سر هم می پرسند و والدین  فکر می کنند لابد پاسخ آنها رضایت بخش نبوده است.  اما گاهی اوقات دوساله ها سوالی را  صرفا به این دلیل تکرار میکنند که از پاسخی که بار اول به آنها دادید خوششان آمده و از گفتگو با شما لذت می برند. ذهن کودک دوساله از حجم افکار،  اطلاعات و مشاهدات جدید در حال انفجار است و او بی صبرانه میخواهد همه این چیزها را با شما در میان  بگذارد. می آموزد اشعار کودکانه را حفظ کند و ترانه بخواند.  و حدود 250 لغت را بر زبان بیاورد.  بسیاری از چیزهایی که فرزند دو ساله تان در طول سال می آموزد به واسطۀ گوش دادن و مشاهده کردن حاصل می شود.

قوی شدن،  ایمن ماندن

کودک دوساله به سرعت از این اتاق به آن سر اتاق می دود،  از پله ها پایین می رود و قبل از اینکه فرصت کنید به او بگویی بایست  به ته خیابان  می رسد. کودک دو ساله تمام وقت حرکت می کند. بچه های دو ساله دوست دارند حدود قدرت و مهارت خود را محک بزنند. ناگزیر توجه به مسئله ایمنی باید برای والدین آنها مهم باشد. کودک دوساله نمی تواند خطر را پیش بینی کند. اما به قدر کافی بزرگ شده است که بتواند قوانین شما را رعایت کند. قوانین شما باید شامل کار هایی باشد که فرزندتان می تواند و نمی تواند انجام دهد.  به عنوان نمونه،  کودک دو ساله در بسیاری از اوقات نیاز دارد بدود، سعی کنید هم مکان های امنی در اختیار او بگذارید تا بتواند انرژی خود را آزاد کند و هم قوانین مشخصی را برایش تعیین کنید تا در محیط های خطر ناک رعایت کند و مصون بماند.

می توانید برای ایمن ماندن کودکتان از روش های زیر استفاده کنید :

-هنگامی که نمی توانید کودکتان را کنترل نمایید او را در کالسکه بنشانید.

-به کودکتان بیاموزید که در خیابان های شلوغ دست شما را بگیرد.

-اگر کودکتان راضی نمی شود در کالسکه بنشیند و یا دست شما را بگیرد می توانید مچ دست او را به وسیلۀ یک ریسمان به مچ دست خود وصل کنید،  تا هم خطری او را تهدید نکند و هم بتواند تا حدودی آزادی حرکت داشته باشد.

بچه های دو ساله می توانند در بالا رفتن مهارت خوبی پیدا کنند پس  بر روی درهایی که به بالکن،  راه پله یا جاهای خطرناک  باز می شود قفل بگذارید.

افزایش هماهنگی دست و چشم

با افزایش مهارت های ظریف حرکتی،  مهارت هماهنگی دست نیز در او افزایش می یابد. اما علت دیگر افزایش هماهنگی دست این است که کودک می تواند بیش از پیش به حرکت دستهای خود نگاه کند، به کاری که انجام می دهد بیندیشد و به نتیجه کار خود فکر کند. این توانایی را هماهنگی دست و چشم می نامند که به تدریج افزایش می یابد. سطح هماهنگی کودک را دو چیز تعیین می کند: رشد عصب شناختی او و فرصت هایی که در اختیار او قرار می دهید تا با اشیاء گوناگون بازی و تمرین کند. مکعب های کوچک،  حلقه های پلاستیکی که در هم فرو می روند،  پازل های ساده ی چهار تا شش قطعه ای یا قطعاتی که می توان روی هم چید یا به نخ کشید،  می تواند به افزایش هماهنگی دست و چشم کودک تان کمک کند.

غذا خوردن

مهمترین روش برای آموزش آداب سفره به کودک دو ساله این است که برای او یک الگوی رفتاری مناسب در نظر بگیرید و از وسایلی که برای کودک طراحی شده است و کار را ساده تر می کند استفاده کنید.از غذاهایی که به راحتی می توان با انگشت برداشت یا در قاشق یا چنگال نگه داشت حجم کوچکی در اختیار کودک تان قرار دهید،  غذا را در بشقابی که نشکن و لبه دار است جلوی کودک بگذارید. اگر کثیف کاری کرد او را سرزنش نکنید و با صبر و حوصله با بدرفتاری های کودک (ریختن غذا، کثیف کردن خود)کنار بیایید. همه ی بچه ها به خوردن غذاهایی نیاز دارند که انرژی لازم  را برای فعالیت های روزانه و نیاز آنها به رشد را تأمین کند.

خواب

کودک دو ساله حتی وقتی خسته است در برابر خواب مقاومت می کند بچه های دوساله در هر دوره بیست و چهار ساعته حدوداً به سیزده ساعت خواب نیاز دارند. اگر می خواهید به کودک کمک کنید که هنگام شب ساعت های طولانی تری بخوابد، می توانید چرت او را در طول روز محدود کنید.  ابراز ترس در بچه های دو ساله، هنگام خواب امری رایج است، در این هنگام والدین باید به او گوش کنند،  به گرمی به او محبت کنند و نسبت به او عکس العمل نشان دهند چون پاسخ محبت آمیز والدین معمولاً از ترس کودک می کاهد. بعضی از دو ساله ها، نیمه شب به داخل اتاق والدین خود می آیند اگر نمی خواهید کودک دوساله تان در رختخواب به شما بپیوندد جلوی در اتاق خواب او یا اتاق خواب خودتان حفاظ بگذارید. بعضی از والدین تشکی را برای کودک کنار تخت خود روی زمین می گذارند و این بیدار شدن ها در طول شب امری بسیار رایج است.

آموزش آداب توالت رفتن

برای شروع آموزش آداب توالت رفتن،  علائم جسمانی فرزند تان را دقیقاً در نظر بگیرید. کودکی که برای آموزش آداب توالت رفتن آمادگی دارد از این که پوشک خود را خیس یا کثیف کرده است آگاهی دارد و ممکن است از احساس خود در حین ادرار یا مدفوع کردن نیز آگاهی داشته باشد. بعضی از بچه ها می توانند در همان ابتدای آموزش آداب توالت رفتن، احساس خود را اعلام کنند،  اما بعضی به کمک والدین خود نیاز دارند تا به آنها یادآوری کنند که «جیش دارند» هنگامی که فرزند تان با این حسها آشنا می شود خوب است درباره پوشک های کثیف او چیزی نگویید، کودک دو ساله احساس می کند که آنچه در پوشک خود گذاشته است بخشی از وجود اوست بنابراین اگر اخم کنید یا شکایت کنید ممکن است اینطور برداشت کنند که از او نیز خوشتان نمی آید.  در عوض هنگام تعویض کردن، خودش پوشاک را در آورد یا با شما همکاری کرد به او آفرین بگوئید. بد نیست برای فرزندتان لگنی تهیه کنید تا بتواند به آن عادت کند حتی اگر حتی اگر آمادگی لازم را ندارد.

- ابتدا کودک را با لباس روی لگن بنشانید و به او بگویید که روزی می تواند از آن استفاده کند.   

-سپس لباس هایی تن کودکتان  کنید که خودش به تنهایی بتواند از تن خود در بیاورند،  می توانید برای پسران از شلوار های کمر کش و برای دختران از دامن استفاده کنید.

 برای شروع آموزش آداب توالت رفتن،  پوشک فرزند خود را در طول  روز چند بار در بیاورید و از او بخواهید هر بار به مدت دو دقیقه روی لگن بنشیند.

بلا فاصله بعد از بیدار شدن،  بعد از صرف غذا یا میان وعده غذایی و قبل از استحمام برای نشستن روی لگن، وقت مناسبی است کنار فرزند تان بمانید با او حرف بزنید یا برایش یک داستان خیلی کوتاه بخوانید.  اگر کودکتان برای نشستن روی لگن از خود مقاومت نشان میدهد بهتر است او را مجبور نکنید و مدتی آموزش را به تعویق بیندازید.  دوباره برایش پوشک بگذارید و شش تا هشت هفته بعد امتحان کنید.  

انظباط

این کلمه از نظر بعضی از والدین به معنی تنبیه است و از نظر بعضی دیگر به معنی سختگیر بودن است اما منظور از آن،  آموزش دادن و تربیت کردن است. علت موفقیت رویکرد انظباط این است که خوش رفتاری را تشویق می کند و در عین حال کودک را از رفتار بد باز می دارد. رویکرد انظباطی سه حیطه را در بر می گیرد: انتظارات واقع بینانه، تغییر محیط وتعیین حدود.

-انتظارات واقع بینانه

اگر انتظاراتی که از فرزند تان دارید واقع بینانه باشد از رفتار او کمتر احساس ناکامی می کنید،  از بچه های دو ساله باید انتظار داشت طوری رفتار کنند که مطابق با رفتار نوعی این گروه سنی است. مهمترین نکته درباره ی دوساله ها این است که اگر به او آموزش ندهید فرق بین رفتار خوب و بد رفتاری را تشخیص دهد. برای فرزند تان رعایت قوانین و همکاری کردن با شما در موقعیت های جدید مشکل است مثلاً وقتی نوزاد تازه ای به دنیا می آید  واقع بینانه این است که انتظار داشته باشید فرزند تان در رعایت قوانین مشکل پیدا کند.

-تغییر محیط

کودک دو ساله زمانی خوب رفتار می کند که در محیطی امن و متناسب با سن خود قرار گیرد.  بچه هایی که روال روزانه ثابتی دارند در مقایسه با بچه هایی که روال زندگی آنها غیر قابل پیش بینی است بیشتر همکاری می کنند. علاوه بر آن،  اگر کسی که از کودک مراقبت می کند نیز استراحت کند، کودک دو ساله معمولاًرفتار بهتری خواهد داشت.

-تعیین حدود

تعیین موثر حدود،  از مشکل ترین کارهایی است که والدین با آن رو به رو می شوند. قدم اول در تعیین موثر حدود، تعیین اولویت هاست. یعنی کدام قوانین برایتان مهم تر است. یک روش خوب برای پیدا کردن اولویت ها، تهیه لیستی از رفتارهای خطرناک، رفتارهای آسیب زننده و یا رفتارهایی که به طور خاص آزاردهنده است به صورت جداگانه است، سپس تعدادی ازرفتارها که از نظرتان در حال حاضر از همه مهمتر است انتخاب کنید. برای تعیین حدود از همین رفتارها شروع کنید. اگر تغییرات را به کندی اجرا کنید برای شما و فرزند تان در طولانی مدت موفقیت آمیزتر خواهد بود.سپس قانون روشنی را که می توانید درباره ی هر یک از رفتارها به فرزند تان منتقل کنید مشخص کنید: اجازه نداری اسباب بازی ها را پرت کنی بعد از گفتن قوانین به کودک، کارتان این است که مواظب باشید آنها را رعایت کند.هرگاه فرزند تان قوانینی را که وضع کرده اید رعایت کرد توجه کنید و وی را تشویق کنید. اگر می بینید که فرزند تان می خواهد بد رفتاری کند یا قانونی را زیر پا بگذارد سعی کنید توجه او را به سویی دیگر هدایت یا حواسش را پرت کنید تا مانع کار او شوید مثلاًموقعیت مکانیتان را تغییر دهید. اگر نمی توانید حواسش را پرت کنید باید جلوی بد رفتاری او را بگیرید که موثرترین روش،  از میان برداشتن شیء یا فعالیتی است که مشکل ایجاد می کند.

قطع فعالیت

قطع فعالیت کلیدی است موثر برای پیشگیری از بد رفتاری فرزند تان. زمانی از این روش استفاده می کنیم که روش های دیگر(داد زدن،  هشدار دادن) موثر واقع نشد. زمانی که کودک یکی از قوانین مهم خانواده را زیر پا می گذارد از قطع فعالیت استفاده می کنیم.قطع فعالیت تنها یک تنبیه نیست، بلکه این امکان را به والدین می دهد که برای قطع بد رفتاری فرزند خود، بدون اینکه به او آسیبی بزنند، از چیزی غیر از کلام خود استفاده کنند و ابزار موثری است که می توان تقریباًدر هر موقعیتی از آن استفاده کرد.  وقتی بچه ای قانونی را می شکند والد به آرامی قانون را به او گوشزد می کند. پس والد می گوید حالا باید فعالیت تو قطع شود. سپس بدون اینکه چیز دیگری بگوید کودک را به محل قطع فعالیت می برد.این محل می تواند یک صندلی درگوشه اتاق، روی پله، یک گوشه مبل یا اتاق خود کودک باشد. و کودک باید دو دقیقه در این محل بماند و کودک می تواند در پایان قطع فعالیت به بازی خود  برگردد. اگر کودک مجدداً قانون را زیر پا گذاشت،  والد نیز باید قطع فعالیت را تکرار کند.

-مشکلات روش قطع فعالیت:

بعضی از بچه ها در طول مدت قطع فعالیت آرام می نشینند،  اما بعضی گریه و شکایت می کنند، هر عکس العملی که فرزند تان به قطع فعالیت نشان داد آرامش خود را حفظ کنید، اگر فرزند تان از محل قطع فعالیت فرار کرد با آرامش او را برگردانید.بعد از قطع فعالیت کودک خود را برای یک لحظه در آغوش بگیرید و به فعالیت جدیدی بپردازید.

خشم و خشونت

همه خشمگین می شوند،  چه کوچک باشند چه بزرگ. وقتی کسی عصبانی می شود،  تنش درونی او افزایش می یابد و باید تخلیه شود. کودک دو ساله نمی تواند به خوبی احساسات خود را درک کند یا به آنها بیندیشد.  او با تماشای والدین خود و با دیدن اینکه والدین چگونه نسبت به او و دیگران عکس العمل نشان می دهند،  می آموزد چگونه احساسات خود را ابراز کند.

برای ابراز خشم به طریقی سالم و بدون آسیب زدن، لازم است که شما و فرزند تان بیاموزید که احساساتی را که در شما نشانه خشم است قبل از اینکه خشم تان سرریز شود بشناسید، سپس باید برای رفتار خشمگینانه روش هایی بیاموزید که دیگران را به عکس العمل های خشمگینانه  واندارد. در آخر باید بیاموزید برای مشکلی که سبب خشم تان شده، راه حل پیداکنید.کودک دوساله باید واژه هایی را بیاموزد که با آنها احساسات خود را نامگذاری کند. والدین می توانند برای توصیف احساسات، از واژه ها استفاده کنند و به این ترتیب به کودک کمک کنند این کار را بیاموزد. علاوه بر این که خوشحالی، غم و یا خشمتان را به کودکتان ابراز می کنید، می توانید با استفاده ازکلمات احساساتی را که او ابراز می کند نیز،  ابراز کنید:             

"از لبخندت معلوم است که خوشحالی ".

بعد می توانید به فرزندتان بگویید:وقتی خشمگین می شوی پایت را به زمین بکوب، به این ترتیب به فرزندتان نشان می دهید که ابراز خشم خوب است، اما مواظب هستید که هنگام ابراز احساس خود، به کسی یا چیزی آسیب نزنید.با استفاده از روش های قصه گویی واجرای نمایش با عروسک های دستی، می توانید روش هایی را پیشنهاد کنید که شخصیت ها با استفاده از آن برای عامل خشم خود راه حل پیدا می کنند و به این ترتیب با خشم خود روبرو می شوند.

جدایی:خداحافظی کردن

کودک دوساله تان نیاز دارد از شما جدا شود و شما نیز به این جدا شدن نیاز دارید.این موقعیت میتواند موقعیت خوبی باشد تا هم والد و هم کودک از جدایی تجربه مثبتی بدست آورند. با این تجربه مثبت، اساس استقلالی را که باید تا آخر عمر داشته باشد پی ریزی کنند. کودک دو ساله نمی تواند مانند بزرگسالان رابطۀ بین انسان و مکان را تشخیص دهد، و محیط جدیدی که از نظر والدینش بی خطر و امن است ممکن است هرگز از نظر او چنین نباشد. اگر کسانی که در غیاب والدین از کودک مراقبت می کند، او را از محبت و توجه فراوان لبریز کنند و کودک هنگامیکه دوباره به والدینش میرسد به گرمی از او استقبال شود،  کودک احتمالا غم جدایی را با احساسات مثبت تداعی میکند. اینگونه تجارب، احساسی را در کودک پی ریزی میکند که انسانهای دیگر میتوانند در غیاب والدینش به او کمک کنند و با وجود اینکه والدین حضور ندارند، بازخواهند گشت و همچنان به او عشق خواهند ورزید.

البته بعضی از والدین، فرزند خود را نزد کسانی می گذارند که برای درک و پاسخ دادن به غم یک کودک خردسال زمان کافی ندترند یا آموزش های لازم را ندیده اند.  ممکن است به کودکی که گریه میکند بی توجهی شود یا او را از شرکت در بازی محروم کنند. بعضی از والدین وقت کافی برای کودک خود نمی گذارند و دوباره که به هم می رسند تمام توجه خود را به او نمی دهند. ممکن است این بچه ها جدایی از والدین را با غم و تنهایی تداعی کنند.عکس العمل فرزندتان هرچه باشد (ناراحتی، قهر، گریه)هنگامیکه شما را می بیند انتظار دارد تمام وقت و انرژی خود را صرف او کنید،  بعد از اتمام کار روزانه به زمانی نیاز دارید تا به خودتان بپردازید ولی همیشه سعی کنید قبل از برخورد با کودکتان حتما کمی استراحت کنید و انرژی بگیرید.

جدایی میتواند برای کودک و والدین مشکل باشد اما اگر والدین و مربی یا پرستار زمینه را اماده سازد تا کودک با والد باهم عاشقانه خداحافظی کنند و با خوشحالی دوباره به هم برسند، همین جدایی می تواند برای همۀ اعضای خانواده یک تجربه مثبت آموزشی باشد.

آسیه حسینی

دانشجوی رشته مشاوره دانشگاه شهید چمران اهواز



[ موضوع : مقالات]
[ شنبه 17 خرداد 1393 ] [ 16:58 ] [ مهربان ] [ ]
عکس های 23 ماهگی

بدون شرح!

اینجا خیلی بانمک بود افتاده بودی دنبال ریحانه و همش از پشت هلش می دادی ریحانه هنوز چهاردست و پا می ره

اینجا هم ریحانه توی روروئک رفته و هلیا می خواد هلش بده (هلیا و ریحانه درست یک سال تفاوت سنی دارن)

اینجا داریم می ریم کاشان شما توی ماشین خوابیدی و الان تازه بیدار شدی..

این موش کوچولو رو باید خوردددد

هلیا خوشکل مامان



[ موضوع : ]
[ سه شنبه 30 ارديبهشت 1393 ] [ 22:06 ] [ مهربان ] [ ]
پشت صحنه های آتلیه عکاسی دوسالگی

سلام خوشکلم..

امروز شما وقت عکاسی داشتی ..

از چند روز قبل لباسهات رو حاضر کرده بودم و  از ماهها قبل لباس هات رو سپرده بودم تا برات بخرن..

امروز از اول صبح درگیر کارات بودم مامانی..

صبح که بیدار شدی صبحونه ات رو حاضر کردم و بعدش رفتم بیرون چون گل سرهات ناقص بود و چند روز قبل هم لنگه کفشت گم شده بود..

خلاصه تونستم یه جفت کفش کتونی برات بخرم و یه چند تایی هم کش سر برات خریدم بدو بدو برگشتم خونه و بردمت حمام..

دست تنها سختم بود و داستانی داشتیم تو هی دوش رو می کشیدی و منم از این طرف می کشیدم..

جدیدا کمی زور گو شدی مامانی..

با این قد کوچولو به من زور می گی و خلاصه کارات خنده داره اما گاهی هم منو بدبو این شکلی می کنی..

خلاصه از حمام بیرون آوردمت و خشکت کردم و موهات رو سشوار کردم و بعدش ناهار و خواب..

خوابوندمت تا توی آتلیه سرحال باشی..

واسه اینکه خوب بخوابی روی پام نگهت داشتم و تو نزدیک 2 ساعت روی پام بودی و منم داشتم واسه رفتنمون برنامه ریزی می کردم..

ساعت 3 بود که بیدار شدی و منم بدو بدو حاضر شدم آخه ساعت 4 توی آتلیه قرار داشتیم..

لباسات رو پوشوندم و دو تا ساکی که برات بسته بودم رو برداشتم و راه افتادیم..

درست راس ساعت 4 رسیدیم و من لباس های عکاسی ات رو تنت کردم اولش خوش اخلاق بودی و همش دوست داشتی توی آتلیه بچرخی و به همه چی دست بزنی ..

موهات رو نمی ذاشتی ببندم..

من و همکار عکاس مدام شکلک درآوردیم تا تونستیم ازت عکس های خوشکل بندازیم..

دکور دوم هم اوایلش خوب بودی اما آخراش دیگه گریه هات شروع شد و من با خودم گفتم بابای بیاد خوشحالت می کنه..

اما بابات رو که دیدی تازه دردل هات شروع شد!!!

هیپنوتیزم

خلاصه بگم که دوتا دکور آخر رو با کلی مصیبت ازت عکس انداختیم ..

اما یه چیزی جالب بود اینکه وقتی در حال گریه بودی وسط عکس ها یهویی توی دوربین نگاه می کردی و سرت و کج می کردی و یه ژست می گرفتی و اون وسط هم گاهی می رقصیدی و می چرخیدی..

در نهایت عکسات و دیدم خیلی خوشکل شده بود..

اما من این شکلی شده بودم از خستگی..

کچل

مبارکت باشه گلم..

می دونم که بزرگ بشی از دیدن عکس هات کلیییی خوشحال می شی..

منم هدفم فقط همینه..

دوست دارم زیباترین خاطرات زندگی ات رو برات ثبت کنم..

با نوشتن و عکس گرفتن میشه بخشی از این خاطرات رو حفظ کرد!

اونم فقط برای تو..

و برای من..

دوست دارم عزیزم..

پیشاپیش دوسالگی ات مبارک

محبت

 



[ موضوع : ]
[ سه شنبه 30 ارديبهشت 1393 ] [ 15:10 ] [ مهربان ] [ ]
23 ماهگی..

سلام عزیز دلم..

یک ماه به تولد دو سالگی ات مونده و تو هر روز داری بزرگ تر میشی..

هنوز باورم نمیشه که تو این همه بزرگ شدی و تا چشم به هم زدیم دو ساله شدی..

کارات بزرگونه شده و حسابی شیطون شدی..

تا حدودی لج بازی هم می کنی و اگه کاری بر خلاف میلت باشه جیغ می زنی و گریه می کنی..

به شدت دردری شدی و دنبال هر کسی که بره بیرون گریه می کنی بدجور..

اسم دایی ها رو یاد گرفتی و اینقدر با نمک صداشون می کنی که آدم دلش ضعف می ره ..

عاشق نانای کردنی و با هر ریتمی خودت و هماهنگ می کنی..

جدیدا حسین حسین هم می گم سینه می زنی..

دماغت و نشون می دی و می گی بینی..

چشم چشم دو ابرو رو یاد گرفتی و نشون می دی..

وقتی می خوای برقصی هر کسی دست نزنه می ری جلوش و دست می زنی یعنی دست بزن..

غذا خوردنت افتضاحه و به شدت بد غذایی کماکان میوه نمی خوری و من در آرزوی اینم که تو وقتی می خوام چیزی دهنت بزارم دهنت و باز کنی..

فقط نون و آب رو درست و بی دردسر می خوری..

به نون می گی نین!

به دماغ    بینی

به دایی   دادا

به خاله     نانا

دست    دست

پا   پا

گربه      گوگه

عکس    عس

اسب    اسب

جوجو     جو جو

گاو          ماااا

اسم منو هم دیشب صدا زدی و من از خوشحالی ضعف کرده بودم  به من می گی    دوده(doude)

آب   آب

غذا    بوف یا به به 

نی نی     نی نی            واسه بچه ها خودت و می کشی اما به نی نی های فامیل کمابیش زور گویی می کنی و موهاشون رو می کشی..

اگه تعجب کنی می گی    اوخخخخ   لبات و جمع می کنی و خیلی با نمک می شی..

کمکاکان استاد لوس کردنی و هر روز چندین نوبت باید ماساژت بدیم و هی تو خودت رو برامون لوس کنی..

عاشق مادر بزرگی و وقتی می ریم خونشون حسابی شیطونی می کنی و دلبری وی کنی..

فعلا اینا یادمه و بعدا باز چیزی یادم بیاد اضافه می کنم ..

تو این ماه من برای اولین روز ازت دور بودم و تو پیش بابایی موندی خدا رو شکر اذیت نشدی و این دوری فقط به خاطر این بود که تو اذیت نشی..

می خوام بدونی که این دوری برای من خیلی سخت بود و تمام این کارا برای این بود که تو اذیت نشی..

مامان خیلیی دوستت داره عزیزم!

23 ماهگی ات مبارک شکوفه من 

ایشالا تولد دو سالگی ات ماه آینده!

 

 



[ موضوع : ]
[ جمعه 19 ارديبهشت 1393 ] [ 23:26 ] [ مهربان ] [ ]
هلیا در پارک لاله

بالاخره یه فرصتی دست داد تا وبلاگت رو به روز کنم مامانی..

خیلی درگیر و دست تنها بودم و اصلا نمی تونستم برات بنویسم...

از الان دارم واسه تولد دو سالگی ات برنامه ریزی می کنم تا یه جشن حسابی برات بگیرم ..

آتلیه هم می خوام ببرمت و منتظرم تا مامان بزرگ لباس هات رو برات بیاره!

40 روزی میشه که مامان جون ما رو تنها گذاشته بود و رفته بود پیش بابابزرگ و ما به شدت احساس تنهایی می کردیم اما امشب بر می گرده پیشمون..

کلی اتفاق های خوب هم افتاده که مفصل می یام و می نویسم..

فعلا یه سری عکس می ذارم برات از چند روز قبل که یه بارون حسابی اومد و بعدش هوا حسابی دلپذیر شده بود من و بابا جون هم تصمیم گرفتیم ببریمت پارک..

تو پارک لاله تو برای اولین بار روزی چمن ها پارک راه رفتی و بازی کردی..

اولش می ترسیدی و همش می خواستی بغلت کنیم اما بعدش دیگه حریفت نبودیم..

یه قسمت پارک یه سری گربه امیز خوشکل روی چمن ها خوابیده بودن و تو هم کلی ذوق کردی و دویدی سمت گربه ها..

اینم یه سری از عکس های این روزات ..

اینجا می خواستی در بری..

اینجا هم میخوای بری توی گل ها

آویزون بابا..

اینم گربه های خوشکل پارک 

اینم دخمل گل ما بعد از حمام

 



[ موضوع : ]
[ جمعه 5 ارديبهشت 1393 ] [ 21:36 ] [ مهربان ] [ ]
سال 93 آمد

 

برای تازه تر شدن جهان پر از بهانه است

بهار یک نشانه است!

 

عزیز دلم امسال دومین بهاری هست که تو در کنار ما هستی و ما سال جدیدی رو با تو شروع کردیم امسال سال تحویل رو تو خونه خودمون بودیم و همزمان با مامان جون و باباجون و دایی ها از راه دور وصل بودیم و یه جورایی در کنار هم بودیم..

لحظات قشنگی بود باباجون کلی دعاهای قشنگ برامون کرد و تو با دست های کوچیکت الهی شکر گفتی و دست هات و بالا بردی..

ایشالا به حق این دست های کوچیکت خدا حاجت دل ما رو بده و امسال سالی پر از شادی و سلامتی برامون باشه و باباجون رو سریع تر پیشمون بیاره..

بعد از سال تحویل رفتیم خونه خاله مامان و شام اونجا بودیم قبلش شما عیدی ات رو از لای قرآن برداشتی و بابا جونت یه تراول 50 تومنی نو بهت داد تا برش داشتی می خواستی بخوری اش!!

ای پول ندیده..

تو مهمونی هم هی شلوغی کردی و از این میز به اون میز رفتی و مدام می خواستی بری وسط سفره..

با کلی مصیبت یه سری ازت عکس گرفتم چون از بس تکون می خوری عکسات هی تار میشه ..

اینا بمونه برات یادگاری از اولین ساعات سال 93 !

 

لحظات قبل از سال تحویل پای اسکایپ

قبل از رفتن به مهونی

تیپ بیرونت..

اینجا داری ظرف میوه رو برمی گردونی..

مجبور شدیم کل میز رو جمع کنیم..

هلیا می خواد حمله کنه سمت ریحانه ..

ریحانه یک سال و 8 ماه از هلیا کوچولوتره!

سوار جعبه اسباب بازی..

رسما خونه خاله جون رو روز اول عیدی داغون کردین!

خوشکللل منننننن.. 

حمله به قنددان!

عیدت مبارک نازنینم!

ایشالا همیشه تنت سالم باشه و گام هات استوار مامان دوستت داره یه دنیاااا...

 



[ موضوع : ]
[ جمعه 1 فروردين 1393 ] [ 1:39 ] [ مهربان ] [ ]
نزدیکه نوروزه

نزدیکه عیده و هلیا هم داره واسه سال جدید اماده میشه ...

من با تموم مشغله هام و دست تنها بودنم حسابی اتاقت رو تکوندم و لباس هات رو با عشق برات ست کردم می خواستم آتلیه هم ببرمت اما هر جا زنگ زدم وقت نداشتن ایشالا واسه تولدت..

جیگرم ..

عسلم..

عشقم...

مامان خیلیییی دوستت داره ..

لباس های راحتی

لباس راحتی مهمونی

 

 

ست مهمونی

اینم پیراهن و کفش مهمونی ات

اینم یه ست دیگه

لباس راحتی..

لباس راحتی

ست اسپرت 

ست مهمونی

اینم اتاقت که مثل ماه شده!!



[ موضوع : ]
[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 22:52 ] [ مهربان ] [ ]
عکسنامه 21 ماهگی

هلیا داره عروسکش نازی رو می کوبه به دیوار!!!

مامانی برات یه فرش موزیکال خریده که هر جاش رو فشار بدی صدای حیوانات رو در می یاره با این فرش صدای گربه و گاو رو یاد گرفتی

ای جوننن موهات قبل از کوتاه کردن

جدیدا تو جات هی وول می زنی و صبح ها این مدلی هستی

هلیا تو پاساژ تیراژه..

جدیدا غذات که تموم میشه یاد گرفتی دست هات و می بری بالا یعنی الهی شکرررر

واقعا شکر ..

که من تو رو دارم جیگرم



[ موضوع : ]
[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 22:39 ] [ مهربان ] [ ]
عکسنامه!

   من عاشق این مدل نشستنت هستم..

هلیا در حال میزخواری!!

ادییییی..

برق کو؟؟؟

ای شیطون.. می گم بلا شدی..

تاتی هلیا!!!



[ موضوع : ]
[ شنبه 26 بهمن 1392 ] [ 20:36 ] [ مهربان ] [ ]
20 ماهگی هلیا

سلام عروسکم..

این روزا اینقدر سرم شلوغ شده که نمی رسم برات بنویسم..

خیلی شیطون و بازیگوش شدی و تمام وقتم و می گیری مدام کابینت ها رو باز می کنی و کشو ها رو خالی می کنی ازت غافل بشم یه بلایی سر خودت آوردی..

به شدت به من وابسطه شدی و اگر باهات تنها باشم و از جلو چشمت دور بشم دستت و می کنی توی حلقت و هی می خوای که من بهت توجه کنم...

راه رفتن خیلی بهتر شده و الان چند روزیه که دیگه مسافت های طولانی تری رو می توی بری اما هنوز تسلط نداری..

دندون هات تقریبا کامل شده و دیگه جدی باید به فکر مسواک زدنشون باشم..

غذا خوردنت هم فیلمی شده میوه که اصلا دوست نداری و لب نمی زنی..

عاشق سوپ شیری و من سعی می کنم تو تمام غذاهات شیر بریزم ..

این ماه خیلی درگیر بودم و اسباب کشی هم داشتیم اومدیم نزدیک خونه مامان بزرگ و از رفت و آمد راحت شدیم درسته تو کمی اذیت شدی و یه چند روزی خونه مامان جون و خاله ف بودی اما خدا رو شکر کارا زود انجام شد..

خونه جدیدمون رو خیلی دوست داری و از وقتی اینجا اومدیم دیگه تو اتاق خودت می خوابی..

اوایل من و باباجون نگران بودیم که نتونی تنها تو اتاقت بخوابی اما خدا رو شکر همه چیز خوب پیش رفت و تو الان 20 روزی میشه که توی اتاق خودت تنها می خوابی..

عزیز دلم نمی دونی چقدر منتظر راه رفتنت بودم و همش نگران بودم خدا رو شکر راه افتادی و مامان بی اندازه برات خوشحاله!

امیدوارم قدمهات همیشه ثابت و استوار باشه!

حرف زدنت هم خیلی بهتر شده گاهی وقت های یه چیزهای بامزه ای می گی که آدم خنده اش می گیره مثلا دوست!

به دایی می گی دادا..

به مامان جدیدا می گی می می ..

به بابا هم می گی ب ب ..

خودت و لوس می کنی و هی دراز می کشی وسط خونه و سرت کج می ذاری تا پشتت و ماساژ بدم..

دماغت و جمع می کنی و تا می گم موش خودت و موش می کنی!

جدیدا کمی هم لجباز شدی اگه بر خلاف میلت بغلت کنم یا کاری بکنم که دوست نداشته باشی منو نیشگون می گیری یا دو دستی لپ هام و می کشی!!!

اینقدر خنده ام می گیره که می مونم یه بچه کوچولو این کارا رو می کنه!

راستی جو جو هم میگی ..

خیلی کلمات هست که تکرار می کنی اما هنوز هدفدار نیست ..

وسط کلاغ پر هی می خوای تا تاپ تاپ خمیرت بکنیم و ما از خنده غش می کنیم..

خلاصه داستانی داریم این روزا تمام زندگی مون تو شدی از من و بابات چیزی نمونده جز تو .. هلیای خوشکل من..

20 بهمن 20 ماهه شدی!!!

20 ماهگلی ات مبارک عروسکم!

 

تولد دایی کوچیکه!

 

 

 

 

 

 

 



[ موضوع : ]
[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 1:36 ] [ مهربان ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 11 صفحه بعد