هلیا، شکوفه هلو

می نویسم برای تو که زیباترین اتفاق زندگی منی

 

نوشته شده در  چهارشنبه 31 ارديبهشت 1393ساعت 2:37  توسط مهربان 

 

برای تازه تر شدن جهان پر از بهانه است

بهار یک نشانه است!

 

عزیز دلم امسال دومین بهاری هست که تو در کنار ما هستی و ما سال جدیدی رو با تو شروع کردیم امسال سال تحویل رو تو خونه خودمون بودیم و همزمان با مامان جون و باباجون و دایی ها از راه دور وصل بودیم و یه جورایی در کنار هم بودیم..

لحظات قشنگی بود باباجون کلی دعاهای قشنگ برامون کرد و تو با دست های کوچیکت الهی شکر گفتی و دست هات و بالا بردی..

ایشالا به حق این دست های کوچیکت خدا حاجت دل ما رو بده و امسال سالی پر از شادی و سلامتی برامون باشه و باباجون رو سریع تر پیشمون بیاره..

بعد از سال تحویل رفتیم خونه خاله مامان و شام اونجا بودیم قبلش شما عیدی ات رو از لای قرآن برداشتی و بابا جونت یه تراول 50 تومنی نو بهت داد تا برش داشتی می خواستی بخوری اش!!

ای پول ندیده..

تو مهمونی هم هی شلوغی کردی و از این میز به اون میز رفتی و مدام می خواستی بری وسط سفره..

با کلی مصیبت یه سری ازت عکس گرفتم چون از بس تکون می خوری عکسات هی تار میشه ..

اینا بمونه برات یادگاری از اولین ساعات سال 93 !

 

لحظات قبل از سال تحویل پای اسکایپ

قبل از رفتن به مهونی

تیپ بیرونت..

اینجا داری ظرف میوه رو برمی گردونی..

مجبور شدیم کل میز رو جمع کنیم..

هلیا می خواد حمله کنه سمت ریحانه ..

ریحانه یک سال و 8 ماه از هلیا کوچولوتره!

سوار جعبه اسباب بازی..

رسما خونه خاله جون رو روز اول عیدی داغون کردین!

خوشکللل منننننن.. 

حمله به قنددان!

عیدت مبارک نازنینم!

ایشالا همیشه تنت سالم باشه و گام هات استوار مامان دوستت داره یه دنیاااا...

 

نوشته شده در  جمعه 1 فروردين 1393ساعت 1:39  توسط مهربان 

نزدیکه عیده و هلیا هم داره واسه سال جدید اماده میشه ...

من با تموم مشغله هام و دست تنها بودنم حسابی اتاقت رو تکوندم و لباس هات رو با عشق برات ست کردم می خواستم آتلیه هم ببرمت اما هر جا زنگ زدم وقت نداشتن ایشالا واسه تولدت..

جیگرم ..

عسلم..

عشقم...

مامان خیلیییی دوستت داره ..

لباس های راحتی

لباس راحتی مهمونی

 

 

ست مهمونی

اینم پیراهن و کفش مهمونی ات

اینم یه ست دیگه

لباس راحتی..

لباس راحتی

ست اسپرت 

ست مهمونی

اینم اتاقت که مثل ماه شده!!

نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند 1392ساعت 22:52  توسط مهربان 

هلیا داره عروسکش نازی رو می کوبه به دیوار!!!

مامانی برات یه فرش موزیکال خریده که هر جاش رو فشار بدی صدای حیوانات رو در می یاره با این فرش صدای گربه و گاو رو یاد گرفتی

ای جوننن موهات قبل از کوتاه کردن

جدیدا تو جات هی وول می زنی و صبح ها این مدلی هستی

هلیا تو پاساژ تیراژه..

جدیدا غذات که تموم میشه یاد گرفتی دست هات و می بری بالا یعنی الهی شکرررر

واقعا شکر ..

که من تو رو دارم جیگرم

نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند 1392ساعت 22:39  توسط مهربان 

   من عاشق این مدل نشستنت هستم..

هلیا در حال میزخواری!!

ادییییی..

برق کو؟؟؟

ای شیطون.. می گم بلا شدی..

تاتی هلیا!!!

نوشته شده در  شنبه 26 بهمن 1392ساعت 20:36  توسط مهربان 

سلام عروسکم..

این روزا اینقدر سرم شلوغ شده که نمی رسم برات بنویسم..

خیلی شیطون و بازیگوش شدی و تمام وقتم و می گیری مدام کابینت ها رو باز می کنی و کشو ها رو خالی می کنی ازت غافل بشم یه بلایی سر خودت آوردی..

به شدت به من وابسطه شدی و اگر باهات تنها باشم و از جلو چشمت دور بشم دستت و می کنی توی حلقت و هی می خوای که من بهت توجه کنم...

راه رفتن خیلی بهتر شده و الان چند روزیه که دیگه مسافت های طولانی تری رو می توی بری اما هنوز تسلط نداری..

دندون هات تقریبا کامل شده و دیگه جدی باید به فکر مسواک زدنشون باشم..

غذا خوردنت هم فیلمی شده میوه که اصلا دوست نداری و لب نمی زنی..

عاشق سوپ شیری و من سعی می کنم تو تمام غذاهات شیر بریزم ..

این ماه خیلی درگیر بودم و اسباب کشی هم داشتیم اومدیم نزدیک خونه مامان بزرگ و از رفت و آمد راحت شدیم درسته تو کمی اذیت شدی و یه چند روزی خونه مامان جون و خاله ف بودی اما خدا رو شکر کارا زود انجام شد..

خونه جدیدمون رو خیلی دوست داری و از وقتی اینجا اومدیم دیگه تو اتاق خودت می خوابی..

اوایل من و باباجون نگران بودیم که نتونی تنها تو اتاقت بخوابی اما خدا رو شکر همه چیز خوب پیش رفت و تو الان 20 روزی میشه که توی اتاق خودت تنها می خوابی..

عزیز دلم نمی دونی چقدر منتظر راه رفتنت بودم و همش نگران بودم خدا رو شکر راه افتادی و مامان بی اندازه برات خوشحاله!

امیدوارم قدمهات همیشه ثابت و استوار باشه!

حرف زدنت هم خیلی بهتر شده گاهی وقت های یه چیزهای بامزه ای می گی که آدم خنده اش می گیره مثلا دوست!

به دایی می گی دادا..

به مامان جدیدا می گی می می ..

به بابا هم می گی ب ب ..

خودت و لوس می کنی و هی دراز می کشی وسط خونه و سرت کج می ذاری تا پشتت و ماساژ بدم..

دماغت و جمع می کنی و تا می گم موش خودت و موش می کنی!

جدیدا کمی هم لجباز شدی اگه بر خلاف میلت بغلت کنم یا کاری بکنم که دوست نداشته باشی منو نیشگون می گیری یا دو دستی لپ هام و می کشی!!!

اینقدر خنده ام می گیره که می مونم یه بچه کوچولو این کارا رو می کنه!

راستی جو جو هم میگی ..

خیلی کلمات هست که تکرار می کنی اما هنوز هدفدار نیست ..

وسط کلاغ پر هی می خوای تا تاپ تاپ خمیرت بکنیم و ما از خنده غش می کنیم..

خلاصه داستانی داریم این روزا تمام زندگی مون تو شدی از من و بابات چیزی نمونده جز تو .. هلیای خوشکل من..

20 بهمن 20 ماهه شدی!!!

20 ماهگلی ات مبارک عروسکم!

 

تولد دایی کوچیکه!

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن 1392ساعت 1:36  توسط مهربان 

19 ماهگی ات مبارکککک!

هلیا در 19 ماهگی :

خوشکل مامان یه تحولی عپیم رخ داده و به شدت شیطون شدی..

رفتارات عاقلانه تر شده و به نظر من قشنگ هوشمندانه آدم رو سرکار می ذاری..

مثل چسب مدام به من می چسبی و همش می خوای که من بهت توجه کنم حتی دستشویی که می رم پشت در می شینی و هی می زنی به در..

هر وقت هم یه ذره حواسم بهت نباشه دستت و می کنی توی حلقت و گاهی تا مرز بالا آوردن هم پیش می ری...

با واکرت بدو بدو می کنی و غش غش می خندی..

دماغت و جمع می کنی و تا می گم موش شو یه ادای با نمکی از خودت در می یاری که می خوام بخورمت..

عاشق نی نی هستی و هر بچه ای رو می بینی هی می گی نی نی!

جدیدا ازت که می خوام عکس بندازم نمی ذاری و هی تکون می خوری و عکس و تار می کنی بعدشم بدو بدو می یای تا خودت و توی دوربین ببینی..

تا صدای آهنگ بیاد سریع خودت و تکون می دی و دلبری می کنی..

از ت می پرسیم مامان و دوست داری سرت پایین می یاری یعنی آره نه هم بخوای بگی یا می گی نه نه یا سرت و چپ و راست می کنی..

تو کلاغ پر هم عاشق اینی که بسوزی و هی تاپ تاپ خمیرت بکنیم..

خواب شبت به جای بهتر شدن تازگی ها بدتر شده و گاهی تا صبح چند بار الکی بیدار می شی و شیر هم نمی خوری!!

واکسن 18 ماهگی ات رو هم با کلی ترس و استرس زدم و خدااا رو شکر اصلااااا اذیت نشدی نه تب کردی و نه درد داشتی..

این روزا مامانی حسابی درگیره اسباب کشیه و گاهی تو تنهایی می ری خونه مامان بزرگ..

عزیز دلم داریم می ریم نزدیک خونه مامان بزرگ تا رفت و آمدمون راحت تر بشه..

مامانی مثل همیشه عاشقته!

هلیا و ریحانه کوچولووو

نوشته شده در  شنبه 21 دی 1392ساعت 18:10  توسط مهربان 

 

 آیا یک متولد خردادی اطراف‌تان می‌شناسید؟ دست بر قضا او فرزند خود شما نیست؟ شاید هم خواهرزاده یا برادرزاده‌ای است که به شدت دوستش دارید. به هر حال اصلا بعید نیست اگر یک کودک خردادی دوست داشتنی دوروبرتان باشد. اگر با چنین بچه‌ای نسبت نزدیکی دارید،  به خصوص اگر والدین او هستید باید بدانید این بچه‌ها در كل برای راحتی و آسایش آمده‌اند و همواره طالب خوشی هستند. هر چند در عین حال بچه‌های زبر و زرنگی نیستند و همه خواسته‌های‌شان را در اوج آرامش و بدون هیچ عجله‌ای پیش می‌برند. این بچه‌ها به محض این‌که به دنیا می‌آیند دوست دارند بخورند! طعم‌های تازه را امتحان کنند و از آنجا که بچه‌های راحت‌طلبی هستند اگر در این راه مانع آن‌ها شوید غائله‌ای به راه ‌می‌اندازند که حتی تصورش هم برای‌تان مشکل است. در ضمن یادتان باشد هرگز از این بچه‌ها توقع نداشته باشید که کارها را به سرعت پیش ببرند. این بچه‌ها ذاتا روی دور کند هستند! بنابراین خیلی برای سرعت دادن به آن‌ها خودتان را خسته نکنید.

 

 

کم سرعت اما پرتحرک!

همان‌طور كه گفته شد، كودكان خردادی ناخودآگاه کند هستند اما این دلیل نمی‌شود که شیطنت نکنند و پرتحرک نباشند. برعکس جست‌وخیز این بچه‌ها آنقدر زیاد است که به شدت دیگران و  به خصوص پدربزر‌گ‌ها و مادربزرگ‌ها را كلافه می‌كنند چون ذات آرام افراد مسن با ماهیت پرجنب وجوش این بچه‌ها چندان سازگار نیست. سعی نکنید این ماهیت را تغییر دهید چون در نهایت به جایی نخواهید رسید. در این مورد بهتر است برای دیگران توضیح دهید که این بچه‌ها ذاتا پرجنب و جوش هستند  و کاری هم از دست شما به عنوان پدر و مادر برنمی‌آید!

 

مهربان و البته کمی فضول

مهربانی خصوصیتی است که به وفور در فرزند خرداد ماهی شما پیدا می‌شود و صد البته شما از این موضوع به شدت لذت می‌برید اما در عین حال هم می‌توانید مانع سرک کشیدن این بچه‌ها به مسائل مختلف شوید. شاید شما اسمش را فضولی بگذارید اما این خصوصیت دیگر فضولی نیست بلکه کنجکاوی است. تلاش برای سرکوب کردن این اخلاق بچه‌های متولد خرداد نتیجه مثبتی نخواهد داشت چون در واقع شما بدون این‌که بدانید آینده این بچه را دستکاری کرده‌اید. پس اجازه دهید این بچه‌ها کنجکاوی کنند اما در عین حال بد نیست اگر چشم‌تان به او باشد تا از او در برابر خطرات احتمالی جلوگیری کنید.

 

او را گم نکنید!

شاید این بخش از مطلب کمی نگران‌تان کند اما به هر حال بد نیست اگر در این باره كمی هوشیار باشید. كودك خردادی شما کاملا ناخودآگاه به این طرف و آن طرف سرک می‌کشد و کنجکاوی می‌کند و در این راه، سری نترس دارد. بنابراین اگر در یک لحظه ناغافل او را مقابل چشمان‌تان ندیدید و مجبور شدید چند دقیقه‌ای حتی نیم ساعت دنبالش بگردید، هرگز تعجب نکنید. همه این‌ها را گفتیم تا برسیم به اینجا که وقتی با او بیرون می‌روید دستش را رها نکنید یا این‌که حداقل چشم از این کوچولو برندارید. باور کنید او این قابلیت را دارد که خیلی راحت و بدون هیچ دغدغه‌‌ای از شما دور شود چون در دنیای کوچک خود به دنبال کشف چیزهای جدید است. هرگز برای محافظت از این كودك او را در فضای بسته مثل خانه نگهداری نکنید بلکه اجازه دهید همراه شما به بیرون از خانه بیاید و دنیا را با چشم‌های معصوم و کوچکش‌ ببیند.

 

وقتی حرف‌تان را گوش نمی‌دهند!

لطفا در تعبیر و تفسیر مسائل مختلف این بچه‌ها را مجبور نکنید تا بنشینند و به جزئیات حرف‌های‌تان گوش بدهند.اگر این کار را کردید و بعد بی‌توجهی دیدید عصبانی نشوید. در واقع آن‌ها همان ابتدای کلام شما تا ته ماجرا را خوانده‌اند ودیگر نیازی نیست توضیح بیشتری برای‌شان تکرار کنید. آن‌ها را به قدری عصبانی کرده‌اید که دیگر هرگز حاضر نیستند به حرف شما گوش بدهند و در نتیجه کاری را انجام می‌دهند که نباید انجام دهند. پس بهتر است به همان تذکر اولیه‌ای که به کودک خرداد ماهی خود می‌دهید اکتفا کنید چون همان یکی کافی است.

 

بچه‌های چند بعدی

لطفا اشتباه نکنید كودك شما در هیچ کاری سرعت ندارد و ممكن است فكر كنید بی‌قرار است. در واقع بچه‌های خردادی بی‌قرار نیستند بلکه این توانایی را دارند تا در یک زمان چند کار مختلف را البته در نهایت آرامش به پیش ببرند. شاید به زمان احتیاج داشته باشند اما می‌توانند همزمان روی چند کار مختلف تمرکز کنند. خوشحال باشید چون آن‌ها تک بعدی نیستند و برعکس قابلیت این را دارند که در آن واحد وقت‌شان را روی چند موضوع مختلف بگذارند و اتفاقا درباره همه این مسائل دقیق هم باشند. خب این یعنی بچه‌های متولد خرداد وقتی بزرگ می‌شوند قابلیت کنترل اوضاع و شرایط متفاوت را به طور همزمان خواهند داشت.

 

وقتی شما را می‌خندانند!

طبع شوخ این بچه‌ها چیزی نسیت که از دیگران پنهان بماند، خیلی راحت شما را به خنده می‌اندازند. حالا فرقی هم ندارد 4- 3 ساله باشند یا 20 ساله. در ضمن بهتر است بدانید که خیالبافی این بچه‌ها هم به مراتب قوی است و اصلا بعید نیست اگر یک ماجرای واقعی را با تخیل ترکیب کنند و شما را شگفت‌زده کنند. در چنین مواقعی لطفا آن‌ها را به دروغگویی متهم نکنید چون غرض اصلی این بچه‌ها دروغگویی نیست بلکه فقط رویابافی بی‌نظیر خود را چاشنی واقعیت کرده‌اند و ماجرا را با آب و تاب بیشتری برای‌تان تعریف کرده‌اند. اما این خصوصیت اخلاقی با گذشت سال‌ها کمرنگ می‌شود و فقط واقعیات زندگی هستند که توجه کودک خرداد ماهی شما را به خود جلب می‌کنند.

 

حواس‌پرت‌های کوچولو!

اگر چه بچه‌های متولد خرداد قادرند در آن واحد روی چند موضوع تمرکز کنند اما ساده‌تر از آنچه بتوانید تصورش را بکنید حواس‌شان پرت می‌شود! کافی است یک پرنده از بالای سرشان پر بزند  تا همه هوش و حواس‌شان را از دست بدهند. اگر خیلی کوچک باشند اصلا بعید نیست بابت این‌که حواسشان پرت شده گریه را آغاز کنند اما وقتی بزرگتر هستند، بهتر می‌توانند خودشان را کنترل کنند. البته گریه کردن مخصوص دخترهای متولد خرداد است و پسرها کمتر دچار این همه ناراحتی می‌شوند!

 

به دستان ماهر او اعتماد کنید!

آیا می‌دانید دستان كودك خرداد ماهی می‌توانند تضمینی برای آینده شغلی کوچولوی شما باشند؟ شاید یک روز دستش را تا آرنج داخل خمیر کیک شما فرو کرده باشد! شاید هم روزی دیگر با دستان کوچکش گل‌های نازپرورده باغچه خانه را چیده باشد و خلاصه این‌که شاید این دست‌ها خیلی کارها کرده باشند که نباید می‌کردند اما بدانید که این انگشتان کوچک روزی روزگاری نه چندان دور یا یک ساز موسیقی را نوازش می‌کند و از کوچولوی امروز شما نوازنده‌ای بزرگ می‌سازد یا این‌که با تجربه هر چه تمام‌تر در قالب دستان یک پزشک متخصص قلب و عروق یک بیمار را زیر تیغ جراحی به دست می‌گیرد و او را از خطر مرگ نجات می‌دهد. یادتان هست که پیشتر از توانایی نگارش او با هر دو دستش گفتیم! این همان دستانی  است که در آینده حرفه‌ای  کودک شما نقش اساسی ایفا خواهد کرد. فقط کافی است چند سالی صبر کنید.

نوشته شده در  دوشنبه 2 دی 1392ساعت 14:06  توسط مهربان 

  

عزیزم 18 ماهگی ات مبارک !

 

 

کارهایی که هلیا در 18 ماهگی انجامشون می ده ..

وقتی بهش می گم منو چند تا دوست داری می گه : ده

وقتی ازش می پرسم خودت و چند تا دوست داری می گه : ده ده 

می گم موهات کو : دو دستی موهاش و می کشه

می گم عسل من کیه ؟ میگه من

کلاغ پر رو یاد گرفته و می گه برررر

رنگ زرد رو بهش یاد دادیم و نشونش می ده..

نی نی رو میگه و عاشق بچه های کوچولوئه..

دالی رو بلده و هی سرش و خم می کنه و دالی می کنه..

دس دسی اصلااا دوست نداره...

گاهی جای ماما میگه ن ن !!!

هر وقت کارش پیش نره دستش و می کنه تو حلقش تا من بهش توجه کنم و هر بار هم پیروز میشه..

دور میز رو می گیره و می چرخه ..

چند قدم مستقل بر می داره اما هنوز راه نیفتاده..

دخترکم عاشق ماکارونی و سوپ شیره..

هر وقت می ریم خونه مامان بزرگ دیگه سراغ من نمی یاد و همش دنباله مامانه تو ظرف غذای مامان مدام دستش و می کنه و همش غذا رو هم می زنه..

عاشق اینه که برنج رو دونه دونه با انگشت هاش بخوره و نصفش و می ریزه روی خودش..

خلاصه عزیز دلم واسه خودت خانمی شدی شیطون و بلاااا..

خدا رو شکرت بابت این نعمت بزرگ !

ایشالا تولد دو سالگی ات دختر نازم

 

اینم کادوهای مامان و بابا برای دخمل نازمون

ست غذاخوری با مواد طبیعی عزیزم ایشالا به سلامتی تو این ظرف ها غذا بخوری..

کتاب شعر و پاستل برای نقاشی


نوشته شده در  شنبه 23 آذر 1392ساعت 23:27  توسط مهربان 

1

هر روز با کودک خود کتاب بخوانید و مرور کنید. هنگام خواندن رنگ های مختلف در هر تصویر در کتاب را نشان دهید و نام آن را با صدای بلند بگویید. آموزش شناسایی رنگ ها به کودک تان را اغلب با خواندن همان کتاب ها ادامه دهید.

2

کودک خود را تشویق کنید رنگ ها را در زندگی روزمره شناسایی کند مانند زمانی که شما برای خرید مواد غذایی می روید. به قسمت های مختلف یک محصول نگاه کنید و مجموعه ای از رنگ های پر طراوت و زنده را در آن ها ببینید.

3


اسباب بازی ها را با توجه به رنگ آن ها در خانه دسته بندی کنید. درست کردن یک دسته از اسباب بازی ها برای هر رنگ به کودک نشان می دهد چطور در هر دسته اسباب بازی ها را با هم تطبیق دهد. بلوک های رنگی که به اسم ساختمان سازی می شناسیم بهترین کمک را به این فعالیت می کنند.

4

نشان دادن تفاوت در رنگ ها با نشان دادن المان های رنگارنگ به بچه ها مانند یک پرچم یا رنگ های یک رنگین کمان.

5

استفاده از مداد شمعی و با رنگ های مختلف و گفتن نام هر رنگی که در حال استفاده آن هستید. می توانید از کتاب های مخصوص رنگ آمیزی استفاده کنید.

6

از پوسترها یا کاتالوگ هایی که یک طیف کامل از هر رنگ را دارند برای آموزش طیف رنگ ها استفاده کنید. در حالی که یک کودک پیش دبستانی ممکن است به طور کامل مفهوم سایه های یک رنگ را نداند اما این ایده ی خوبی برای شروع آموزش این مفهوم است.

نکات و هشدارها

کتاب ها را به راحتی در دسترس کودک خود در قفسه پایین کتابخانه در اتاق خواب یا جایی که بازی می کند قرار دهید. فرهنگ خواندن کتاب در شب و شناسایی رنگ ها با شما به عنوان همراه کودک را در خانه ایجاد کنید.
می توانید از سطل یا سبدهای رنگی برای مرتب کردن اسباب بازی های کودکتان استفاده کنید. به کودک خود آموزش دهید چگونه هنگام تمیز کردن اتاق خود اسباب بازی ها را با رنگ سبد تطبیق دهد.

 

نوشته شده در  جمعه 8 آذر 1392ساعت 23:26  توسط مهربان 

 

1

نقاشی بکشید!
شاید فرزندتان روزی یک هنرمند مشهور شود و میلیون ها ثروت بدست آورد. اما فعلاً بهتر است کار را سخت نگیریم! نقاشی بهترین راه برای آشنا کردن او با رنگ ها و به علاوه، کنترل حرکات است. پوسترهای مخصوص نقاشی بگیرید. آنها را روی زمین بچسبانید. آنها را به فرزندتان نشان داده و بعد چهار یا پنج تایی مداد شمعی به او بدهید. اسم رنگ ها را به او بگویید. بعد بگذارید هر کاری که می خواهد بکند، رنگ کند، دور خود بچرخد، خط خطی کند و… . اطراف پوسترها روزنامه بچسبانید تا احیاناً مداد شمعی به فرش مالیده نشود.

2

شعر بخوانید
برای فرزندتان شعر بخوانید و شعرهای مختلف را به او یاد بدهید. می توانید دوتایی با هم این کار را بکنید یا اینکه به صورت گروهی، به همراه دیگر بچه ها و بزرگسالان. دستش را بگیرید، با هم راه بروید و بپرید و شعر بخوانید. اما یادآوری می کنیم، انرژی بچه ها از شما بیشتر است. بعد از اینکه شعر تمام شد و شما خسته روی زمین نشستید، کودک دستتان را می گیرد که دوباره شروع کنید!

3

شکلک بازی
کارهایی کنید که توجه اش به شما جلب شود. شکلک درآورید، دستتان را جلوی صورت گرفته و دالی کنید. زبانتان را بیرون بیاورید یا گوش هایتان را بکشید. ممکن است چند دقیقه ای همینجور به شما خیره شود، اما کمی بعد شروع به خنده می کند. او را تشویق کنید تا همان کارها را بکند. این کار، باعث یادگیری تعامل و همکاری و هماهنگی می شود. چون شما از او “می خواهید” که کاری را انجام دهد. همین خواستن، به او یاد می دهد که انجام وظیفه کند. به علاوه، تصور و قوه خیالش تقویت می شود.

4

حباب
اگر فرزندتان تا به حال حباب ندیده است، وقتش رسیده که او را با حباب آشنا کنید. کودک یک سال و نیم می تواند سرپا بایستد و حتی راه برود و بدود. بطری حبابی بخرید یا اینکه خودتان درست کنید. 1 فنجان آب را با 4 قاشق غذاخوری مایع ظرفشویی مخلوط کنید. یک حلقه را داخل محلول کرده و جلوی کودک فوت کنید. به او نشان دهید که چگونه حباب ها را بترکاند. هم می توانید حرف بزنید و هم با علامت به او بگویید. مثلاً هنگام ترکاندن حباب ها، دست خود را به حباب زده و بگویید “پاپ”. این بازی باعث هماهنگی عمل چشم و دست می شود. بعد بگذارید خودش این کار را انجام دهد.

 

 

نوشته شده در  جمعه 8 آذر 1392ساعت 23:19  توسط مهربان 
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد